چون به سن جوانى رسيد ، آوازه او در سراسر زمين بگسترد و شهره آفاق شود .
مادر مريم روزها و بلكه سالهاى متمادى را به اميد نيل به آرزوى ديرين خود پشت سر گذاشته و در انتظار تحقق آرزوى چندين ساله خود بسر مىبرد و در اين راه آنقدر سختىها ديد و تلخى نااميدىها را چشيد كه گاهى به درخت بارور و زنان باردار نيز غبطه مىخورد .
البته مادر مريم به نداى طبيعى و غريزى خود پاسخ مىداد ، زيرا شيرينترين آرزوى هر زن اين است كه فرزندش در كنار او باشد و طفلش را در آغوش بگيرد ، همچنان كه اين غريزه در نهاد دختران به حكم غريزه وجود دارد و آنها نيز به عروسكهاى خود عشق مىورزند و نسبت به آنها همچون فرزند حقيقى با نرمى و ملاطفت رفتار مىكنند .
مادر مريم به پروردگار آسمانها و زمين پناه برد و با خضوع و تواضع متوسل به خدا شد و نذر كرد كه اگر آرزويش برآورده شود و اميدش تحقق يابد و خدا به او فرزندى عطا فرمايد ، او را به رسم تصدق تقديم بيت المقدس گرداند ، تا خدمتگزار و خادم حرم باشد .
مادر مريم با خود پيمان بست كه فرزند خود را به هيچ كارى وادار نكند و از او هيچ انتظارى نداشته باشد ، بلكه او را براى خدمت به خانه خدا فارغ از هر قيد و بند آزاد بگذارد .
مادر مصيبتزده !
نذر مادر مريم شاهدى بر اين مدعاست كه او فرزند را تنها براى آرامش غريزه طبيعى و اطمينان نفس خويش مىخواهد او فرزند را به خاطر حمايت و سرپرستى از خود نمىخواهد ، بلكه او آرزوى فرزند را در سر مىپروراند و اميدش را در دل تقويت مىكند تا آنگاه كه آرزويش تحقق يافت و دعايش به اجابت رسيد ، فرزندش را به خدا ببخشد و او را براى خدمت به خانه خدا آزاد گذارد . او به همين قانع است كه فرزندى بياورد تا قلبش مطمئن و دلش آرام گيرد .