تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

حضرت مريم عليها السّلام « * »

آرزوى مادر

مادر مريم « 1 » زنى نازا بود و فرزندى نياورده بود و مدتها در آرزوى فرزند بسر مىبرد تا شايد دل و ديده‌اش از رؤيت سيماى وى روشن گردد . او هر زمانى كه مىديد پرنده‌اى به جوجهء خود غذا مىدهد و يا زنى طفلش را در آغوش گرفته ، عاطفهء مادريش شدت مىيافت و نهايت ميل خود به فرزند را احساس مىكرد . مادر مريم مانند هر زن ديگر ، آنگاه كه فرزندى در كنار خود نمىديد ، خود را در زندگى تنها و بدون انيس و مونس احساس مىكرد و از اينكه فرزندى ندارد تا موجب شادى و تسكين دردهاى او باشد متأثر و اندوهگين مىشد . اين تصور ، خواب راحت را از چشم مادر مريم ربوده بود . او راضى است عزيزترين چيز و گرانبهاترين ثروتش را بدهد تا شاهد نگاه دوست داشتنى و لبخند شيرين فرزند باشد و او را در آغوش گرم خود بفشارد و رنج و محنت خود را فراموش كند و با نثار جان شيرين خود شاهد رشد و شكوفايى و بالندگى جگر گوشه‌اش باشد ، تا
هامش
( * ) . اقتباس از سوره آل عمران ؛ آيات : 33 تا 47 ، سوره نساء ؛ آيه : 156 ، سوره مريم ؛ آيات : 16 تا 24 ، سوره انبياء ؛ آيه : 91 ، سوره تحريم ؛ آيه : 12 . ( 1 ) . نام مادر مريم ( زن عمران ) را حنّه ذكر كرده‌اند .