طالوت و داود عليه السّلام « * »
فتح نصيب داود شد و پيروزى وى كامل گشت ، لذا دلها از محبت و اخلاص او سرشار ، و پيمان وفادارى او استوار شد و طولى نكشيد كه شجاعت او نقل مجالس و ورد زبانها شد . طالوت هم به عهد خود وفا و به شرط خود عمل نمود و دختر خود را به همسرى داود درآورد و محبت او را با جان و دل بياميخت و او را مشاور مورد اعتماد خود نمود و رابطه خويشاوندى در ميان ايشان مستحكم شد و هدف عالى ، آنان را در راه خود متحد گرداند و بدينوسيله داود به پيروزى و توفيق بزرگى نائل شد و اين فضل و موهبت الهى است ، به هركه بخواهد عطا مىكند و خدا داراى فضل و كرمى عظيم است .
ولى دلها هر قدر با صفا و به دور از كدورت باشد ، باز از حوادث روزگار ايمن نمىماند و روح مردم هر قدر پاك و منزه باشد ، ممكن است در كشاكش روزگار جلاى خود را از دست بدهد . روزى داود نزد طالوت رفت ، متوجه شد او كه چين به جبين انداخته و ترشرويى مىكند . لبخند او ساختگى است و در گفتارش احتياط مىكند و
هامش
( * ) . بسيارى از مفسرين و مورخين عامه در مورد سرانجام كار طالوت چنين نوشتهاند كه او با حسد نسبت به داود دچار مشكلات روحى اخلاقى شد و با وضع رقتبارى جان سپرد ، ولى مفسرين شيعه با اين نظر موافق نيستند ، زيرا اين انحرافات با تمجيدى كه در قرآن از او به عمل آمده موافق نيست . بويژه كه بعضى مفسرين طالوت را نيز پيغمبر مىدانند و جريان پايان اين داستان با عصمت او در تضاد است .