تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
همبستگى احزاب خود پرداخته و لشكرى انبوه به خيال حمله به سرزمين ما فراهم كرده‌اند و من تنها به تو اعتماد دارم و فقط تو هستى كه شايسته اين كارى ، شمشير برگير و هركدام از سربازانت را مىخواهى انتخاب كن و بدان و آگاه باش كه يا با پيروزى بازگردى و خون دشمنان از شمشيرت بچكد و يا اينكه كشته شوى و بر دوش مردان خود بازگردى . طالوت پنداشت كه كار داود ساخته شد ، ولى داود با آنكه از سوءنيت طالوت آگاه بود ، دستور او را پذيرفت و براى نبرد با كنعانيان شمشير بر دست و جان بركف حركت كرد و باكى نداشت كه بر مرگ پيروز گردد و يا مرگ او را بربايد . داود با اراده آهنين حركت كرد و خدا پيروزى را نصيب او ساخت و فاتح و پيروز نزد طالوت بازگشت . اين پيروزى بر كينه و حسادت طالوت افزود و چيزى جز غم و اندوه عايد او نشد ، به همين جهت بود كه طالوت به فكر قتل داود افتاد و نقشهء خطرناكى براى وى طرح كرد ، ولى همسر داود از فكر پدر خويش آگاه شد و فهميد كه پدرش چه نقشه‌اى در بارهء شوهرش دارد ، لذا با قلبى محزون نزد داود شتافت و مضطرب و آهسته ، زير گوش داود گفت : خود را نجات ده ! از اين سرزمين فرار كن ! اگر فرار نكنى جز حسرت بدست نمىآورى و با مرگ خويش غم مرا نيز دوچندان مىسازى ! داود ، راهى غير از فرار نداشت و با توكل به استعانت خداوند از تاريكى شب استفاده كرد و از شر حسد و كينه طالوت گريخت و در بيابانى مسكن گزيد و با غمهاى خود دست به گريبان شد . هواداران و علاقمندان وى كه در بين بنى اسرائيل بودند محل وى را يافتند و دسته‌دسته طالوت را رها كرده و مخفيانه در گروههاى ده و بيست نفرى براى ديدار داود نزد او شتافتند .

داود عليه السّلام به حكومت رسيد .

در پى فرار داود ، نفوذ طالوت رو به ضعف گذاشت و جمعيت انبوهى عليه وى قيام كردند ، و تعداد فراوانى از سربازانش متوارى شدند ، لذا طالوت از سرانجام كار
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 241 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى