تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
اثرى بزرگتر دارد ، اين عصاى كوچك را بينداز ، به قدرت قاهرهء من آنچه را كه آنها به قدرت تزوير و نيرنگ ساخته‌اند ، مىبلعد و سياهى گمراهى و جهالت تاب مقاومت در برابر نور حق را ندارد و حيله ساحران در مقابل تدبير خداوند حكيم محكوم به شكست است . نداى وحى ، فكر موسى را از اضطراب درآورد و عصاى خويش را افكند ، ناگهان عصاى موسى چون اژدهايى همهء مارهاى دروغى و ابزار و آلات سحر ساحران را بلعيد و جادوگران مصرى چنان حقيقت آشكار و راه صحيح را از گمراهى باز شناختند كه ناگهان بر روى خاك افتادند ، تا از كردهء خويش توبه و در پيشگاه حق سجده كنند و بر اين اعجاز بزرگ احترام گذارند . آتش كينه و حسادت در سينه فرعون شعله‌ور شد و اين اتفاق ناگهانى و غير منتظره مانند يك صاعقه بر پيكر او فرود آمد و فرياد خشم و غضب فرعون به آسمان برخاست . چون او اميدوار بود ، اين مسابقه موجب تقويت حكومت و گشايش كار او مىشود ، ولى اكنون ميدان مسابقه چون طوفانى هولناك تاج و تخت او را كه بر ظلم و ستم بنا شده بود ، تهديد به نابودى مىكرد . اكنون راه ديگرى براى فرعون نمانده كه به وسيلهء آن برشكست خود سرپوش نهد و حرارت غيظ و تلخى شرمندگى خود را بر طرف سازد ، لذا به ساحران گفت : آيا قبل از اينكه من به شما اجازه بدهم به موسى ايمان آورديد و تسليم نفوذ و قدرت وى شديد ؟ آيا با او پيمانى نبسته و يا نقشه‌اى طرح نكرده بوديد ؟ ! بدون ترديد موسى استاد شما است ، او بزرگ شما است كه به شما جادوگرى آموخته است و شما با او قرار قبلى داشتيد . آگاه باشيد كه شما براى موسى و خداى او تواضع كرديد و به سجده افتاديد ، از حدود فرمان من خارج شديد و عهد و پيمان خود را شكستيد ، من يقينا يك دست و پاى مخالف شما را ( پاى چپ و دست راست يا پاى راست و دست چپ ) قطع مىكنم و به درختان خرما بدارتان مىآويزم تا اين كار كيفر شما و عبرت ديگران شود ، زيرا