تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مردم به اميد پيروزى ساحران به مسابقه شتافتند ، زيرا گمراهى در روح آنان رسوخ كرده و پرده جهل قلب آنان را پوشانده و صلاح و فساد خود را تشخيص نمىدهند و به پيروزى ساحران و غلبه باطل اميدوارند . جادوگران كه به علم خود مىباليدند و رنگشان از غرور و خودخواهى تغيير يافته بود به محل موعود آمدند ؛ چرا به علم خود مغرور نباشند ؟ اين جادوگران قهرمان ميدان سحر و پهلوان اين رشته‌اند و امروز تاج و تخت فرعون در دست آنهاست . جادوگران به فرعون گفتند : اگر ما بر موسى و برادرش پيروز شويم چه پاداشى داريم ؟ فرعون گفت : البته ، شما پاداش خواهيد داشت و به من هم تقرب پيدا مىكنيد . در پناه من از ناز و نعمت متنعم مىشويد و در جوار من سعادتمند خواهيد بود و در خوشگذرانى و وفور نعمت زندگى خواهيد كرد . زيرا شما از من پشتيبانى كرده‌ايد و حامى من بوده‌ايد . چون جادوگران مطمئن شدند كه پس از پيروزى از آسايش و رفاه و ثروت برخوردار مىشوند ، مست اميد و آرزو و دلگرم به ميدان مسابقه آمدند و به موسى گفتند : شما شروع مىكنيد ، يا ما ابزار خود را به كار بگيريم ؟ موسى عليه السّلام اهميتى به سحر آنان نمىداد و جادوى آنها را ناچيز مىشمرد ، لذا به آنان اجازه داد كه ريسمانها و عصاهاى خود را به كار گيرند و نهايت كوشش خويش را بنمايند و تمام هنر خود را عرضه دارند ، سپس خدا نيروى خود را ظاهر و با حق ، باطلشان را محو مىسازد . ساحران مصرى مشغول به كار شدند و ريسمانها و عصاهايى كه در دست داشتند به زمين افكندند . موسى تصور كرد كه اينها مارهايى هستند كه روى زمين مىخزند ، اين يك توهم بيش نبود ، اما در روح موسى ترس و خوفى ايجاد كرد ، مبادا مردم گول ظاهر فريبنده آنها را بخورند و رخ از دعوت موسى برگردانند . در اين حال خدا موسى را حمايت و هدايت كرد و گفت : نترس كه تو پيروزى ، از تعداد و حجم وسايل و ابزار ساحران بيمناك نباش ، عصاى كوچكى كه در دست تو است از آنها مهمتر است و