تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اقوام بعد از آن بر شما بيم دارم ، خدا براى بندگان خود ستم روا نمىدارد ، اى قوم من ! براستى ، من از قيامت شما بيم دارم ، روزى كه نزد او بازمىگرديد و راه نجاتى نداريد . هركه را خدا ارشاد نكند ، راهنمايى ندارد . يوسف هم قبلا با دلايل روشنى به سوى شما آمد و شما در آنچه او مىگفت همواره شك و ترديد داشتيد ، تا اينكه او از دنيا رفت ، آنگاه گفتيد ، خدا پس از او هرگز پيغمبرى نمىفرستد و بدين طريق خدا افراد افراطكار و شكاك را بدست گمراهى مىسپارد . فرعونيان بر خلاف پند و اندرز مرد مؤمن ، در مقابل او مقاومت و او را تكذيب كردند ، تا شايد او را ناگزير سازند كه در جبهه و رأى آنان درآيد ، ولى مرد مؤمن گفت : « اى قوم من ! درحالىكه من شما را به سوى نجات مىخوانم ، چرا شما مرا به سوى آتش دعوت مىكنيد ؟ ! مرا دعوت مىكنيد كه به خداى يكتا كافر شوم و آنچه را كه به آن علم ندارم شريك خدا قرار دهم ، من شما را به سوى خداى مقتدر و آمرزنده دعوت مىكنم ولى آنچه شما مرا به سوى آن مىخوانيد ، در دنيا و آخرت سودى ندارد و بازگشت همه ما به سوى خداى يكتا است ، و افراطكاران ، همان اصحاب آتشند ، آنچه من براى شما گفتم به زودى به ياد مىآوريد و من كار شما را به خدا واگذار مىكنم ، زيرا او به عمل بندگان خويش بيناست . » پند و اندرز اين مرد مؤمن ، فرعونيان را در تنگنا قرار داد . سخنان او مانند صاعقه بر جان و دل آنها نشست و رعب و وحشت در وجود آنها ايجاد كرد و افكار آنان را سفيهانه دانست ، فرعونيان كه خود را در مضيقه ديدند به مخالفت با او برخاستند و او را تحقير كردند و تصميم به قتل او گرفتند ، ولى خدا او را از مكر و حيله ايشان نجات داد .

نزول عذاب الهى بر فرعونيان

موسى عليه السّلام به دعوت خود ادامه داد ، تهديد و بيم ، او را منصرف نكرد و همچنان فرعون را به سوى ايمان به خداى خود مىخواند و از او مىخواست كه به جانب آفريدگار زمين و آسمانها بازگردد و بنى اسرائيل را به او بسپارد . ولى اين خواسته ، براى فرعون ستمگر و ياغى قابل تحمل نبود ، لذا به خودخواهى خود افزود و در