با يكى از آن دو دختر ازدواج كرد و كامياب گشت .
شعيب عليه السّلام به داماد بزرگوار خود گوسفندانى بخشيد ، موسى پس از ازدواج ميل بازگشت به وطن در سينهاش شدت گرفت و شوق و عشق ديدار وطن او را مصمم كرد .
بلاد الفناها على كل حالة * و قد يؤلف الشىء الذى ليس بالحسن
و تستعذب الارض التى لا هوى بها * و لا ماؤها عذب و لكنها وطن « 1 »
بازگشت موسى عليه السّلام به وطن
موسى اموال متفرق خود را جمعآورى كرد و تصميم گرفت با همسر خويش به جانب مصر رهسپار گردد . سپس به اتفاق همسر خود با شعيب وداع نمود ، پيرمرد هم توفيق در عمل و استقامت در كار را براى آنان از خدا خواست .
موسى عليه السّلام و همسرش به سمت جنوب رهسپار شدند تا بطور سينا رسيدند . در اين وادى بود كه موسى راه را گم كرد و در كار خود حيران و سرگردان ماند ، اما عنايت خدا موسى را منظور دارد و هيچگاه چراغ راه موسى را خاموش نمىكند و نور اميد او را فرونمىنشاند و شاعر در اين مورد ، نيك گفته است :
و اذا العناية لاحظتك عيونها * نعم فالمخاوف كلهن امان « 2 »
در همان حال كه موسى بدنبال راه مىگشت آتشى را از نزديكى طور ديد . وسايل سفر خود را روى زمين گذاشت و تنها به سوى آتش دويد ، در همان حال كه با سرعت به سوى آتش مىرفت به همسر خويش گفت : « اينجا بمانيد ! من از دور آتشى ديدم ، شايد پارهاى از آتش را براى گرم شدن و جستجوى راه بياورم » .
در كنار وادى ايمن ، در سرزمين مبارك و در شب تاريك كه نور درخشان آتش موسى را شادمان كرده ، روزگار نيز بر پيغمبر شايستهء خدا لبخند مىزد و ندايى به
هامش
( 1 ) . سرزمينى است كه ما در هر حال آن را دوست مىداريم و با آن خو گرفتهايم ، درحالىكه مزيتى ندارد ، و آن سرزمينى كه شايد نه هواى خوبى داشته باشد و نه به آب شيرينى ولى براى انسان گواراست ، وطن است .
( 2 ) . هرگاه عنايت خدا ناظر امور تو شد ، آسوده بخواب كه همه جا امن است و جاى نگرانى نيست .