رسالت موسى تحقق يافت و روح او با نداى الهى مطمئن گشت و از اضطراب بيرون آمد و چشم او با نور حق روشن شد و سپس خداوند معجزه ديگرى به وى عطا كرد و به او دستور داد : دست خويش را به گريبان خود ببر ! پس چون اين كار را كرد ، ناگهان بدون احساس هيچگونه درد و سوزشى متوجه شد كه دستش سفيد شده و از آن نور مىتابد .
اين دو معجزه پىدرپى كه بر موسى آشكار شد قلب او را تثبيت كرد و رسالت او را در نظر فرعون و قومش مسلم نمود و حجتى براى دعوت در راه حق شد تا موسى بتواند باصلابت گفتار كلمه حق را بر زبان بياورد و با نيروى مضاعفى كه در آن شب اندوخته بود پردههاى شرك و جهل را بشكافد .
فرعون و اطرافيانش در سرزمين نيل زندگى مىكردند و بر قبطىها و بنى اسرائيل حكومت ظالمانهاى داشتند و از روى ستمگرى و خودخواهى به فساد مىپرداختند تا جايى كه خود را خدا قرار داده بودند .
بتهايى به صورت خود ساخته و بر مردم محروم پرستش آنها را واجب كرده بودند و اعتقادى به خداى يكتا نداشتند . سالهاى متمادى مردم را تحت ظلم و ستم نگه داشته و آنها را به بيگارى وامىداشتند تا جايى كه نور اميد در دلهاى افسرده مردم مرده بود و آنها را به صورت كالا و متاعى بىارزش مورد معامله قرار مىدادند .
فرعونيان در شهوترانى و افكار پليد نفسانى خود غرق بودند ، از نور ايمان و يقين آشكار چشم پوشيده و از راه هدايت و صراط مستقيم و طريق حق منحرف شده بودند .
با وجود چنين گمراهى عمومى و ظلم و فساد همهگير ، لازم بود رحمت خداوند شامل حال مردم گردد و چشمههاى عدل و كرم خداوند بر آنها بجوشد ، زيرا خدا نسبت به اين سنگدلان جفاكار مهربانتر از خود ايشان است . شرايط ايجاب مىكرد كه علائم و طريق هدايت بر آنها نمايان شود و پرتگاه گمراهى و ظلمت بر آنها روشن گردد .
خداوند به موسى وحى كرد كه به پشت گرمى آيات و معجزاتى كه در اختيار
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: محمد أحمد جاد المولى
ص١٨١