گوش او مىرسد ، « اى موسى ! بدون ترديد من خداى يكتا پروردگار جهانيانم » . « 1 »
در اين لحظه دوران پيامبرى موسى آغاز گشت ، زيرا خدا موسى را براى كرامت خود برگزيده و او را مبعوث به رسالت خويش نموده است و در همين مكان ، نداى خداى كريم را شنيد كه مىگويد : « اى موسى اين چيست كه تو در دست راست دارى ؟ »
قدرت بشرى و محدود موسى عليه السّلام عاجز بود كه به رمز اين سؤال آسمانى پى ببرد ، لذا همانطور كه به ساير مردم پاسخ مىداد به خدا جواب داد . « اين عصاى من است كه بر آن تكيه مىكنم و با آن گوسفندانم را مىرانم و از درختان بر آنها برگ مىريزم و حوايج ديگرى ( چون دفع دشمن و غيره ) را نيز با آن انجام مىدهم » . « 2 »
موسى عليه السّلام گمان مىكرد كه مقصود خداوند بيان امتيازات عصا و منافع آن است ، اما قدرت الهى بالاتر و او منزهتر و بزرگتر از آن است كه بخواهد از موسى خواص عصا را بپرسد ، بلكه سؤال خداوند مقدمهاى براى معجزات گوناگونى است كه از اين تكه چوب سر خواهد زد . خدا از حقيقت عصا از موسى عليه السّلام پرسيد تا هنگامى كه موسى كارهاى خارق العاده و معجزاتى از آن مشاهده مىكند ، بداند كه اين آثار ، علائم آشكار و حجتهايى از قدرت لايتناهى پروردگار آسمانهاست كه به موسى اختصاص يافته تا رسالت او روشن و دعوت وى تقويت گردد .
فكم طابت به للحق نفس * بحبل الله تعتصم اعتصاما « 3 »
موسى عليه السّلام مأمور شد عصاى خود را به زمين افكند و چون آن را به زمين انداخت ناگهان به صورت مارى به حركت درآمد و مار بتدريج بزرگ شد و به صورت اژدها درآمد . موسى با مشاهدهء اين منظره وحشتزده شروع به فرار كرد . اما از طرف خداوند ندايى شنيد كه : « نترس كه بىشك پيغمبران با وجود من نمىترسند » .
هامش
( 1 ) . سوره طه ، آيات : 8 تا 12 .
( 2 ) . سوره طه ، آيه : 18« قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ . . . » .( 3 ) . چه بسيارند مردمى كه به همين سبب ، دلهاشان براى پذيرش حق آرام و استوار مىگردد و به ريسمان خدا چنگ مىزنند .