رسيده است . او علاقه عجيبى به اين فرزندش دارد . او از ما پيمان گرفته كه با جان و دل از برادر خود محافظت كنيم و او را به سلامت نزدش بازگردانيم ، اكنون ما ده نفر در اختيار تو هستيم ، شما يكى از ما را به جاى او نگهدار ، كه ما تو را از نيكوكاران مىدانيم .
يوسف گفت : « غير ممكن است كه ما غير از آنكس كه متاع خويش را پيش او يافتهايم بگيريم ، اگر چنين كارى كنيم ستمكار خواهيم بود ! » « 1 »
آنگاه كه برادران يوسف يقين كردند كه عزيز شفاعتشان را درباره برادر نمىپذيرند و پيشنهاد آنها فايدهاى ندارد به مشورت با يكديگر پرداختند .
يهودا گفت : مگر يادتان رفته كه پدرمان ، از شما پيمان گرفت و شما را چندين بار سوگند داد كه بنيامين را نزد او بازگردانيد و به پيمان و سوگند خويش وفادار باشيد .
شما اكنون براى او چه پاسخى داريد ، ما همان فرزندان يعقوب هستيم كه سوگندها خورديم و اكنون با از دست دادن بنيامين ، زير بار تعهد خود نرفتهايم .
يعقوب عليه السّلام و فراقى ديگر
يهودا در ادامه گفت : هنوز زخم جگر پدر از فراق يوسف بهبود نيافته ، هنوز اشك چشمان او خشك نشده است ، ما در مورد فرزند اول او مرتكب جنايت شديم و اكنون براى فرزند دومش نيز چنين پيشامدى واقع شده است . من هرگز از اين سرزمين بيرون نمىآيم مگر اينكه اجازه پدرم صادر شود و يا مرگم فرارسد . خدا درباره من و پدرم داورى كند ، زيرا او بهترين حاكم است ، شما نزد پدر بازگرديد و به او بگوييد :
پدرجان ! فرزندت دزدى كرد ما فقط درباره آنچه مىدانستيم گواهى داديم و از غيب و وجود پيمانه در بار بنيامين خبرى نداشتيم . از مردم شهرى كه در آنجا بوديم و از قافلهاى كه همراه ما بود تحقيق كن تا به صحت گفته ما واقف شوى . » « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ، آيه : 79« مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ . . . »( 2 ) . سوره يوسف ، آيات : 81 و 82 .