تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
هنگام دژ و اموال آن را زاهده خاتون ، كه امير ابو بكر پروردهء دامان او و به منزلهء فرزندش بود ، به دست داشت ، كه چون امير ابو بكر به نخجوان آمد ، او را به دژ درآورد و والى شهر را بياورد و به دو گفت : « اين مرد خدايگان اين سرزمين است و تو كار از جانب او مىكنى . » نيز والى دژ را بياورد و به دو گفت : « اين مرد خدايگان اين دژ است » ؛ و او را بر اين سوگند داد . وقتى كار بر اين قرار شد ، امير ابو بكر برنشست و سوى گنجه رفت . اميرى كه در گنجه بود بيامد و آن شهر به دو تسليم كرد ، اما امير ابو بكر او را به شهر بازگرداند و در آنجا جانشين خود ساخت . او به هر شهرى مىرفت شهر به دو تسليم مىشد ، تا اينكه اذربيجان و ارّان سربه‌سر تسليم او شد و سپاهيان بر او گرد آمدند و او مقام پدر و نياى خويش يافت . و اما حال سلطان طغرل ؛ او مدّت دو سال در آن دژ در بند بود . در جوار آن دژ ، امير محمود بن سنا اغلى « 1 » ، تركمان مردى كه پيشتر خدمت اتابك پهلوان مىنمود ، زندگانى مىكرد . وقتى او دريافت كه برادرزادگان اتابك قزل ارسلان و مادر ايشان با يكديگر بر قتل قزل ارسلان همداستان شده‌اند ، اندوهگين و رنجور شد و بيمار و بدحال ، و به چاره‌جويى برآمد و زيركىها در كار آورد تا سرانجام با والى آن دژ همداستان شد . آن‌دو سلطان طغرل را از دژ بيرون آوردند و پيش از آن با او پيمان نهادند كه امير محمود ، امير بار باشد و والى دژ ، امير حاجب . پس از آن سلطان از دژ بيرون آمد « 2 » و آهنگ تبريز كرد تا آن را بگيرد ، اما ايشان شهر را به وى تسليم نكردند . او نيز چند روزى در پيرامون شهر بماند تا اينكه كارش بالا گرفت و در حدود پانصد سوار در اطرافش گرد آمدند . امير ابو بكر كه دانست سلطان آمده و در پيرامون تبريز مقام كرده است ، برنشست و به جستجوى او برآمد ، اما از برابر وى گريخت و رهسپار عراق شد . وقتى به زنجان رسيد ، بنى قفشود تركمان كه شهر را به دست داشتند و آنجا مقامگاه ايشان بود ، به جانب او رفتند و در شمار يارانش درآمدند . سلطان هم چون قتلغ اينانج محمود و برادرش امير اميران عمر به همراه مادرشان در رى بودند و سپاهيان عراق با خود داشتند ، به همدان رفت و پس از آنكه آن سه تن گردهم آمدند و به جستجوى او از رى بيرون شدند ، به قزوين رخت كشيد . اين زمان نور الدين قرا در قزوين بود ، كه با سپاهى گرانبار از سلاح به جانب او رفت و به دو پيوست . بدينسان سلطان در بيرون قزوين منزل كرد .
هامش
( 1 ) . در راوندى ( 502 ) : اناسوغ‌لى . ( 2 ) . سلطان طغرل پس از مرگ قزل ارسلان بن ايلدگز در ربيع الثانى سال 588 ه از بند به‌در آمد . ابن اثير 12 / 37 .