سختكوشا و جنگاور است و آنان با دلهايى لبالب از كين و راستين عزم پايدارى در سر ، آهنگ او كردهاند ، همدان را بگذاشت و به جانب اصفهان رفت . بدينسان سپاه بغداد به همدان درآمد و يكچند در آنجا بماند ، و چون اتابك مظفر الدين قزل ارسلان بديشان رسيد ، با او ديدار كردند و او را احترام نمودند و مرسومها كه سرورمان ، امير المؤمنين الناصر لدين اللّه ، در باب پاسداشت او و سپردن ولايت به دو ، به نيابت از سرورمان ، نگاشته بود ، به دو رساندند . آنان وى را ملك نصير امير المؤمنين خطاب كردند و گفتند كه مأمور يارى اويند و سپاهيان نيز كار به راى او مىكنند و راه به فرمان او مىروند . در اين ميان ، هرزمان كه حاجبان چيزى از اين قبيل به اتابك مىگفتند ، او زمين مىبوسيد و چندينبار اين كار بكرد . پس از آن او را در چادر مجاهد الدين خالص جاى دادند و خلعتهايى شايان بر او پوشاندند .
و اما سلطان طغرل ؛ او از اصفهان به اذربيجان رفت « 1 » و به عز الدين حسن بن قفجاق « 2 » پيوست و بدينسان جمعى انبوه شدند كه پنجاههزار تركمان با ايشان بود . آنان آهنگ اشنه و ارمى و خوى و سلماس كردند و شهرها چپاول نمودند و در آنها فساد پديد كردند . « 3 » در اين ميان اتابك مظفر الدين قزل ارسلان نيز كه با برادرزادهاش اينانج محمود صلح كرده و نزد وى به همدان رفته بود ، از آنجا بازگشت . اين زمان ، اينانج خاتون ، مام اينانج محمود ، نيز به همدان آمده و اتابك او را به زنى گرفته و هم در همدان با او درآميخته و خاتون در همدان مقام كرده بود .
بدينسان اتابك مظفر الدين قزل ارسلان برفت و به سلطان طغرل و تركمانان ، كه پيشتر آن شهرها ويران كرده بودند ، رسيد و بهتاخت سوى ايشان شد . برادرزادهاش ، امير ابو بكر بن اتابك پهلوان ، را با اميران عراقى ، امير بار و نور الدين قرا و سراج الدين قايماز والى رى ، در مقدمهء سپاه جاى داد ، كه چون مقدمهء سپاه تركمانان بيامد ، مهلت صفآرايى بديشان ندادند و به تيغ آنان را پراكندند و انبوهى از ايشان كشتند و خانهها و ستورانشان تاراج كردند و غنيمت بسيار و اموال
هامش
( 1 ) . سبط ابن جوزى ( 8 / 1 ، 392 ) مىگويد كه سلطان طغرل به اصفهان رفت و اتابك قزل ارسلان از پى او شد . در اين جنگ اتابك بر آن شهر دست يافت و مدارس و كاروانسراها و مساجدش را آتش زد ، و ساكنان شهر هم در ميانهء محاصره از گرسنگى مردند .
( 2 ) . عز الدين ابو محمد حسن بن يعقوب بن قفجاق تركمان ، امير الجبل و از اميران نامدار قفجاق ، و از كسانى بود كه در جبال عراق فرمانروايى مىكردند .
( 3 ) . دستيابى بر اين شهرهاى آذربايجان به سال 585 ه رخ داد . پس از اين رخدادها ، صلاح الدين ايوبى دست به كار برپايى صلح ميان اتابك قزل ارسلان و سلطان طغرل سوم شد و سلطان طغرل صلح را پذيرفت ، ولى گفتگوها رو به پايان بود كه سلطان بر آن شد كه جنگ با قزل ارسلان را از سر گيرد . نك . به : بندارى 302 و راوندى 493 .