تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
چونان كه پيشتر با پدر و برادرش بودند . وقتى مام برادرزادگانش ، اينانج خاتون دخت اينانج ، ديد كه كارها همه بر اتابك قزل ارسلان مىرود و ابو بكر بن اتابك پهلوان بزرگ شده و همراه عمّش است و از دو فرزند وى منزلتى تمام‌تر و رتبتى والاتر دارد ، ناخوشدل شد و در نهان كس به همدان به نزديك اىابه و روس « 1 » ، كه مملوكان اتابك پهلوان و بزرگ غلامان او و در آن هنگام سركردگان سپاهش بودند ، فرستاد و گفت : « چگونه خوشدل نشسته‌ايد كه كنيززاده‌اى به رتبت والاتر و به منزلت بالاتر از فرزندان من باشد ؟ با آنكه من چندان مال و اندوخته و دينار و درهم دارم كه مىتوانم شما را ساليان بسيار بر سرپا نگه دارم . مىخواهم كه شما فرزندان مرا برنشانيد و به نزدم آوريد تا عهده‌دار كار شما و همراهانتان گردم و چنان اموالى ببخشم كه تمامى سپاهيان سرورتان ، اتابك پهلوان ، به شما بپيوندند . » آن‌دو وقتى از اشارات اينانج خاتون آگه شدند ، سر شب برنشستند و دو روز راه پيمودند و روز سوم به رى نزد اينانج خاتون رسيدند ؛ و دراين‌حال دو فرزند او را همراه خود داشتند . اينانج خاتون نيز به جانب ايشان رفت و با آنان ديدار كرد . آن دسته از غلامان و سپاهيان اتابك پهلوان هم كه از ايشان جا مانده و در همدان بودند ، بدانان پيوستند و بدينسان جمعى انبوه شدند . ازاين‌رو اتابك مظفر الدين قزل ارسلان ناگريز شد كه ايشان را تا به رى دنبال كند اما وقتى به رى رسيد ، اىابه و روس گريختند و به دامغان رفتند و در بيرون شهر مقام كردند . اتابك قزل ارسلان نيز چند روزى بماند تا اينكه خاتون و دو فرزندش ، قتلغ اينانج محمود و امير اميران عمر ، نزد وى آمدند و دژ رى به دو سپردند . چند روز پس از آن سلطان طغرل ، اتابك را در رى وانهاد و رفت تا در دامغان به اىابه و روس بپيوندد . « 2 » اتابك قزل ارسلان هم چند روز در رى بماند و سپس به همراه اينانج محمود و خاتون از آنجا به ساوه رخت كشيد . در اين هنگام خاتون از او دستورى خواست تا به سرجهان رود ، كه اجازت داد و سپس به همدان رفت و يكچند در آنجا بماند . وقتى قزل ارسلان از رى رفت و خبر رسيد كه از آنجا به همدان رفته است ، سلطان طغرل كه تا اين زمان بر سرزمين ملحدان - كه در پيرامون دامغان و گردكوه بود - تاخته و آن را چپاول و ويران ساخته و هركس يافته كشته بود ، بازگشت و به رى رفت ؛ « 3 » و در اين ميان
هامش
( 1 ) . اين دو امير ، جمال الدين آىآبه و سيف الدين روس بودند . نك . به : راوندى 474 . ( 2 ) . پس از مرگ پهلوان ، طغرل از فرمان قزل سرپيچيد و گروهى از اميران و سپاهيان به وى پيوستند و او چند شهر را گرفت و ميان آن‌دو جنگ‌هايى رفت . او پس از چندى به سال 583 ه بر همدان دست يافت . ابن اثير 11 / 198 و 212 و بندارى 301 . ( 3 ) . درخصوص جنگ‌هاى سلطان طغرل سوم بر ضد اسماعيليان ، نك . به : راوندى 476 .