اتابك پهلوان به هنگام مرگ چهار فرزند داشت ؛ دو تن از ايشان ، يكى اينانج محمود و ديگرى امير اميران عمر ، از يك مادر بودند كه همان اينانج خاتون ، دخت امير اينانج ، بود ؛ و دو فرزند ديگر ، كه يكى از ايشان ابو بكر بود و از كنيزى تركزاده شده « 1 » و فرزند ارشد بود . تركان با عمّ او ، مظفر الدين قزل ارسلان ، در اذربيجان بودند و مظفر الدين كه فرزندى نداشت ، با ابو بكر همچون فرزند خويش رفتار مىنمود ؛ ديگرى هم كنيززاده بود و همواره در همدان مقام داشت و نامش اوزبك بود . اتابك پهلوان اذربيجان و ارّان را به فرزندش ابو بكر داده و عمّ او ، مظفر الدين قزل ارسلان ، را سرپرست وى نموده بود . رى و اصفهان و باقى عراق را نيز به فرزندانش ، اينانج محمود و امير اميران عمر ، داد و همدان را هم به فرزندش اوزبك وانهاد . سپس بديشان بفرمود كه گر به ناگزير مرگ گرفتار آمد ، به فرمان عمّشان قزل ارسلان باشند « 2 » - و چون مرگش دررسيد ، آنگونه شد كه او سفارش كرده بود - و به همگان اشارت كرد كه در خدمت سلطان طغرل باشند ؛ در نهان كين او نورزند و از اطاعتش سرنپيچند ؛ ياريش كنند و جانبش فرونگذارند ؛ به دو پيوندند و از او نبرند ؛ به فرمانش باشند و نافرمانيش نكنند ، و در حضورش همه كارها بر عهده گيرند . نيز بديشان سفارش كرد كه : « هرچه پيش آمد ، مبادا ، مبادا ، كه از آن پيامبرانه اوامر شريف سرپيچيد ، كه زود است كه امير المؤمنين را ركنى بيابيد كه در سختىها بدان تكيه كنيد ، و دژى و پناه جايى كه گر گرفتار بدخواه دشمنى شديد ، بدان پناه بريد . »
اما پس از درگذشت اتابك پهلوان ، مظفر الدين قزل ارسلان شورش آغازيد « 3 » و سپاهيان
هامش
سرزمينها » ، در اوايل سال 582 ه جان سپرد . ابن اثير 11 / 198 و بندارى 301 ؛ به گفتهء جوزجانى ( 1 / 171 ) پهلوان در طى فرمانرواييش تا حدود روم و سوريه را زير فرمان خود آورد . پهلوان مدارس و مساجد بسيارى ساخت و ثروت كلانى ، كه پيش از او كس بدان دست نيافته بود ، بر جاى نهاد : پنجهزار غلام و سىهزار اسب و شتر . سبط ابن جوزى 8 / 1 ، 392 - 391 .
جوزجانى ( 1 / 171 ) مىگويد كه پهلوان در دادگرى و خوشمنشى سلطان سنجر دوم بود .
غلامانش به مراتبى و الا در دولت رسيدند و پس از مرگ وى بر عمدهء سرزمين عراق فرمان راندند . آى طمغج ، منگلى ، گوگچه ، اداميش و ديگران در شمار اين اميران بودند .
( 1 ) . مادر ابو بكر ، قطيبه خاتون نام داشت .
( 2 ) . در بونياتوف ( 239 ) به نقل از تاريخى آمده است كه از عراق تا خراسان و بابل از آن اينانج ، و آذربايجان تا ارمنستان از آن ابو بكر ، و از درياى خزر تا درياچهء گوگچه از آن امير اميران عمر بود ، ولى از فرزند چهارم اتابك ، اوزبك ، سخنى به ميان نمىآيد .
( 3 ) . بلافاصله پس از مرگ پهلوان ، ثباتى كه بيست سال پاييده بود ، از ميان رفت و هريك از غلامان پهلوان در هركجا كه يافتند ، فرمانروايى كردند و جنگ خانگى ميانشان آغاز شد . راوندى مورخ خود شاهد تاراج و