فراز منبر خلافت به نامت خطبه كردند ، در گسترهء ولايت منازعى نيابى و دشمن زورآور و چيرهاى نبينى . »
سلطان راى ايشان پذيرفت و برفت تا به شهر زنجان رسيد . در آنجا به بيمارى سختى دچار آمد كه آرام از او گرفت و به آفتى گرفتار آمد كه تاب و خواب از او ربود . در آن شهر بماند و چشم به راه بهبود بود ، اما بيماريش بالا گرفت و او كه مىديد اين بيمارى بالا گرفته و جانش به گلوگاه رسيده است ، بفرمود تا او را به همدان برند . بدينسان به همراه سپاهيان بازگشت و دو ماه پس از مرگ اتابك شمس الدين الدگز ، و پيش از آنكه به همدان رسد ، به سال پانصد و هفتاد درگذشت . جنازهء او را به همدان بردند و در كنار پدرش ، سلطان ركن الدين طغرل ، در گنبد وى در خاك كردند و خبر مرگش در بلاد پراكنده گشت .
در اين هنگام فرزندش ملك طغرل به همراه امير نصرت الدين محمد پهلوان بن الدگز در نخجوان بود . امير ، ملك طغرل را بر تخت سلطنت نشاند و از نخجوان رهسپار عراق شد ، و دراينحال همچون پدرش كه اتابك سلطان ارسلان شاه بود ، به منصب اتابكى گماشته شد .
اين زمان ملك محمد كه از برادرش ارسلان شاه بزرگتر بود ، در خوزستان مقام داشت و چون از مرگ برادرش سلطان ارسلان شاه آگه شد ، از شرف الدين اميران بن شمله ، كه اتابك او بود و خوزستان و سپاه آنجا به دست داشت ، « 1 » خواست تا همراه او به عراق رود ، كه او پاسخ داد :
« من يكتنه و بىتو با اتابك پهلوان برنيايم ، كه ديروز پدرم به قرميسين « 2 » با او نبرد كرد و شكست خورد و به قتل آمد ؛ اكنون نيز سپاهيان عراق و اذربيجان و ارّان ، بيش از پنجاههزار سوار ، با اويند . با اين همه تو خود به اصفهان رو ، شايد كه چو سپاهيان و اميران سلطان از آمدنت به اصفهان آگه شوند ، برخى از ايشان به تو پيوندند ، كه اگر چنين شد ، من و سپاهيانم به خدمتت مىآييم . »
ملك محمد اين سخن را از او پذيرفت و به اصفهان رخت كشيد و بدان درآمد . واليان
هامش
( 1 ) . خدايگان خوزستان ، شمله ، با يارى سلجوقيان ، بهويژه اتابك ايلدگز كه همواره او را در نبرد بر ضد خليفه يارى مىكرد ، بيش از بيست سال ولايتى بزرگ و مقامى و الا داشت . وقتى شمله به اظهار استقلال كوشيد و بر برخى اراضى خليفه دست انداخت ، ايلدگز او را در جنگى به سال 570 ه كشت . ابن اثير 11 / 160 و ابن جوزى 10 / 255 و سبط ابن جوزى 8 / 1 ، 330 .
( 2 ) . قرميسين شهرى است در ميانهء همدان و حلوان و با همدان سى فرسنگ فاصله دارد . ياقوت 4 / 331 - 330 .