تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و هركس مىخواست كه خود شاهى كند . فرزند دوم او ، كه سه فرزند داشت ، گريخت « 1 » و به همدان به خدمت سلطان ارسلان شاه بن طغرل و اتابك الدگز رفت . آنان به ندايش پاسخ گفتند و اميدش برآوردند و اتابك الدگز به پاسخى معهود دلش گشاده داشت و به پيروزى نزديك پشتگرمش ساخت و بفرمود تا مرتبتش بلند دارند و بر او حرمت نهند و بزرگش دارند و تدارك بينند تا او را به سرايش بازگردانند . نيز بفرمود تا سپاهى بسنده از بهر او معيّن كنند و كاستىهاى آن سپاه چاره سازند ، و امير جمال الدين محمد بن ناصر الدين اقوش ، والى همدان را كه از پهلوانان دلير و سواران نامدار بود ، سركردهء ايشان نمود و دوستان و كسان برجستهء خويش را به زير پرچم او برد ، و پيش از آن مال و سلاحى كه نياز داشتند ، آماده ساخت . امير جمال الدين به سال پانصد و شصت و چهار از همدان برفت و چون به دار الملك گواشير درآمد ، ملك . . . بهرام شاه از آنجا برفت « 2 » و رهسپار نيشابور شد . امير جمال الدين محمد بن اقش در روزى به كردار روز عيد به شهر درآمد و دژ شهر به وى تسليم شد و او آن را ، چنان كه سلطان ارسلان شاه بن طغرل و اتابك الدگز فرموده بودند ، به ملك كرمان سپرد و خود در آنجا بماند تا استراحت كند . وقتى ملك به دژ درآمد ، خزاينى مانند سلاح و فرش و برخى آوندهاى سيمين ديد كه برادرش از بردنش عاجز مانده بود . « 3 » او آن‌ها را نزد امير جمال الدين محمد بن اقوش برد و پوزش خواست و گفت : « به خدا سوگند اگر در اين خزاين بار گوهر مىيافتم ، از سلطان دريغ نمىداشتم و آن را نزد او و امير اتابك الدگز مىفرستادم ، كه در حقم كوتاهى نكردند و به من احسان نمودند و بزرگم داشتند و به احقاق حقم برخاستند ؛ امير جمال الدين ، تو نزد پاك خداى صاحب حجّتى ؛ بايد كه نزد سلطان و اتابك الدگز عذرم بگويى . » افزون بر اين ، ملك در مدت اقامت امير جمال الدين اموالى از بلاد گردآورد كه برخى از آن‌ها را به لشكر همراه خويش داد و بازمانده را نزد سلطان فرستاد و گفت : « من در اين سرزمين جانشين سلطانم و هرچه از هزينهء سپاهيان افزون باشد ، نزد سلطان فرستم و چيزى از آن از بهر
هامش
( 1 ) . فرزندان طغرل شاه اينان‌اند : توران شاه و بهرام شاه ، از خاتون ركنى ، و ملك ارسلان و طغرل شاه و تركان شاه ، از كنيزان . ( 2 ) . نقطه‌چين‌ها نشانهء بريدگى كلام متن است - مترجم فارسى . ( 3 ) . پس از مرگ طغرل شاه ، ارسلان شاه در كرمان بر تخت نشست . اين زمان بهرام شاه رهسپار نيشابور شد و در آنجا از حمايت مؤيّد آىآبه برخوردار گشت و به كرمان بازشد و ارسلان شاه را راند . ارسلان شاه به اصفهان نزد اتابك ايلدگز گريخت و به يارى سپاهيان وى توانست بر بهرام شاه پيروز شود و او به آىآبه پناه برد . پس از مرگ ارسلان شاه ، بهرام شاه به كرمان بازگشت و بىرقابت ديگر برادرانش به تاج و تخت دست يافت .