خوراك مىآوردند ، و سفرهها و طبقها و جامهاى بزرگ و ظروف سفالين - همگى زريّن . در گنجينهاش هم گوهر و زرناب و درّ و مرجان ، چنانكه پاك خداى در قرآن ياد كرده و بهشتيان را بدانها نويد داده ، يافتند .
اين نبرد در سال پانصد و پنجاه و شش بود . چو روزى چند برآمد ، سپاهيان به سرزمين گرجيان درآمدند و از هرسو بر آن تاختند و تاراج و قتل و اسارت و ويرانى در آن پديد كردند و سرانجام خاموش و خالى ، گويى كه هرگز كسى در آن نبوده است ، رهايش كردند و رفتند ، اما با غنايمى كه چندان نبود كه احوالشان به سامان آرد و آمالشان برآورد . « 1 » پس از آن سلطان و اتابك الدگز به گنجه بازگشتند و شاه ارمنستان نيز به دار الملك خويش بازشد . اتابك هم كس در گنجه گذارد تا آن را نگاهبان باشد و دشمنى را كه به گوشه و كنارش سركشد ، براند . پس از آن برفت تا به نخجوان رسيد و يكچند در آنجا در خدمت سلطان بماند ، و سپس رهسپار همدان شدند و فيروزمندانه بدانجا رسيدند ؛ بىهيچ گزندى ، يا كه كامنايافتهاى .
به سال پانصد و شصت و دو مؤيّد اى ابه از نيشابور كس نزديك اتابك الدگز فرستاد و اين سخن نزد او برد كه خوارزم شاه ايل ارسلان سر آن دارد كه بر نيشابور تاخت آورد و آن را از دستش درآورد ، « 2 » و هرگاه كام خويش از نيشابور بگيرد ، بدان خرسند نخواهد ماند و با خويشتن
هامش
( 1 ) . فاردان ( 156 ) مىگويد كه ايلدگز پس از آنكه در دوين پاى استوار كرد ، به مرين ( در شمال دوين ) تاخت و دژى را كه 4 هزار ترسا در آن بودند ، آتش زد .
يورش اصلى سپاه مسلمانان در صفر سال 558 ه رخ داد . ايلدگز پنجاههزار سپاهى - افزون بر خدايگان خلاط ، شاه ارمن بن سكمان قطبى ، و ابن اقسنقر احمديلى ، خدايگان مراغه ، و ديگران - گردآورد . يك ماه جنگ سخت با شكست گرجيان پايان يافت و مسلمانان اموالى بىشمار به غنيمت بردند . ابن اثير 11 / 107 و راوندى 413 - 411 .
عمدهء منابع همداستاناند كه علت شكست گرجيان آن بود كه يكى از ايشان نزد ايلدگز رفت و به دست وى اسلام آورد و گفت : مرا سپاهى ده تا از راهى كه مىدانم ، بروم و بىخبر از پشت سر بر ايشان درآيم . اتابك ايلدگز هم سپاهى با وى روانه كرد و با وى قرار روزى نهاد كه وى به گرجيان مىرسيد . آنان از دو جهت بر گرجيان تاختند و مسلمانان غنايم بسيار گرفتند و سه روز شكستخوردگان گرجى را دنبال كردند .
مورخ آلبانيايى ، مخيتارغوش ( 19 ) مىنويسد كه سپهسالارى در سپاه گرجيان به نام ايوان ، فرزند سمباد اوربيلى ، كسى بود كه اطلاعات مربوط به سپاه گرجيان را به ايلدگز داد و اين كار را نهانى كرد ، چرا كه با آنان همپيمان شده و رشوه كورش كرده بود . استفانوس اوربيليان مورخ ( 219 - 217 ) در اين خصوص مىنويسد كه وقتى شاه گيورگى تصميم گرفت كه به دسيسههاى ايوان بر ضد خود پايان دهد ، او در دژ لورا در حصار شد و از آنجا خواهرش ليبريتا را با اين خواسته كه با سپاهى نزد گرجيان رود ، به نزديك اتابك ايلدگز فرستاد .
( 2 ) . مؤيّد آىآبه شهر نسارا در جمادى الاولى سال 560 ه محاصره كرده بود . ازاينرو خوارزمشاه ايل