تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نگنجد و تيزى و تنديش قضا بگرداند ، و به اينجا آمديم ؛ اكنون نيز بازمىگرديم ، بىآنكه با دشمن اسلام رودررو شده ، كارزارى به وى بنماييم كه به جادّه كين درافتد و توانى كه به خوارى و خاكساريش كشد ؛ قهرى كه از جويبار آز براندش و جبرى كه در دلش بيم و بيتابى درآرد . » شاه ارمنستان هم با اين راى ايشان همراهى نمود و گفت : دشمن اسلام سنگدل است و براى مسلمانان گرانبار ديروز او بر دوين تاخته و آن را چپاول كرده و گروهى از دوينيان به اسارت برده و ديده است كه ما براى رويارويى با او گردآمده‌ايم و آماده شده‌ايم تا گزند و زيانش دفع كنيم ، و امروز مىبيند كه بىجنگى و نبردى با او پراكنده مىشويم و بىزدن و كوفتنش بازمىگرديم ، با آنكه آن اموال هزينه كرده‌ايم و براى گردآورى سپاهى ، آن لشكرها كشيده‌ايم . ازاين‌رو ، اين زمان او آز افزون كند و ما بيمناك از آن باشيم كه چو سلطان - كه خداوند پادشاهيش جاويدان كناد - بازگردد ، او با سپاهيان خويش رهسپار بلاد اسلام شود و آن را لگدكوب ايشان كند ، بىآنكه كس در برابرش بايستد و با او برآمدن و كوشيدن تواند . بدينسان زيانش براى مسلمانان هويدا شود و گزندش خاصّ و عام ايشان دربر بگيرد . اتابك الدگز كه اين سخنان شنيد و ديد كه ايشان بر رودررويى پاى مىفشارند ، برخاست و يكايك آن اميران در آغوش گرفت و رويشان بوسيد و گفت : « اكنون دانستم كه شما شيفتهء جهاديد و بر جنگ با دشمنان خداوند مصّر ؛ پس براى برخورد با كافران و معاملهء جان خويش با يكتا خداوند قهّار آماده شويد . » آنگاه فرستادهء شاه گرجيان با سخنى نرم بازگرداندند و از جاى خويش برفتند و تركمانانى بىحدّ و شمار نزد سلطان فراهم آمدند و آهنگ سرزمين گرجيان كردند . شاه گرجيان كه دانست آنان رهسپار سرزمين اويند ، آماده و مهيّاى رودررويى شد ؛ پريشانى و پراكندگيش بسامان ساخت و با سپاهى خروشان و بار و بنه‌اى كه هيچ سپاه كافرى تا آن هنگام نداشت ، از ساز و برگ و اسباب جنگ و نبرد تا اسبان نشاندار و استران پروار ، بيرون آمد ، و بدينسان كسانى از هردو گروه به يكديگر نزديك شدند . اين زمان اتابك الدگز سپاهيان را سه دسته كرد : دسته‌اى آمادهء رودررويى با شاه گرجيان و سپاهش بودند ؛ سپاهيان عراق در دستهء دوم بودند ، و او بديشان بفرموده بود كه تا آن هنگام كه اسبان و مردان درهم روند و تيغ و تير در ميان آيد دست بدارند ، و در آن زمان بيايند تا مسلمانان با آمدنشان دلگرم و مشركان با ديدارشان دلسرد شوند ؛ خود نيز با غلامان و خاصّانش - مردانى نبردآزموده و جنگ‌ديده ، كه به هر كنار و
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 182 | صدر الدين علي بن ناصر الحسيني / محمد نور الدين / رمضان على روح الهى