تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
گوشهء آن سركشيده و از هر نهان و پيدايش آگه بودند ، در دستهء سوم ايستاد . شاه گرجيان هم آمد و ميمنه و ميسره و قلب و دو جناح لشگر خويش بياراست ، و در اين حال سپاهيان مسلمان در برابرش بودند . سپس حملات گرجيان بالا گرفت و مسلمانان سخت پايدارى كردند ، و بدينسان آسياب جنگ به گردش درآمد ؛ به شمشير رخشان سر از تن جدا مىكردند و به كردار سلّا خان كه بر گوشت قربانى زنند ، بر فرق سر مىكوفتند . اما چون فشار جنگ بر جنگيان سخت شد و باده‌اش بر نوشندگانش تلخ ، و سپاهيان گرجى به نبرد تن به تن با مسلمانان برآمدند ، تنها دستهء دوم مسلمانان بودند كه ايشان را رماندند ؛ يعنى اميران عراق ، كه با سوارانى چون شب تاريك و سيل خروشان ، تكبيرگويان و استوار و چالاك ، بر ايشان سايه گستردند و پس از آنكه به برادران مسلمانشان پيوستند ، بر دشمنان خدا تاختند و صفوف ايشان شكستند و بر پهلوانانشان شكست آوردند و آنان را از جايشان براندند . با اين همه ايشان استوار در برابر شاه خويش ايستاده بودند ، تا اينكه روز به نيمه رسيد و اين زمان اتابك الدگز به تن خويش ، با پيادگان ترك و مكمّلات نبرد ، از هر دستى ، نزد ايشان آمد . تا قيرگون شب در رسد ، شاه گرجيان سپاهيان و ياوران انبوه ايشان ديد كه فوج‌فوج به نزدشان مىآمدند . گرجيان از آنجا رفتند ، و دراين‌حال از پيش و پس در معرض تيغ بودند . بدينسان اولياى مسلمان خداى در شمار از جماعت مشرك كافران افزون شده ، آنان را به جنبش و رقص و شتاب درمىآوردند ، و روز به نيمه نرسيده بود كه مسلمانان داد خويش از دشمنان خوار خدا ستاندند و در ميان ده‌هزار تن از پهلوانان و دليران ايشان تيغ راندند و آنان را روى زمين پراكندند و طمعهء درندگان و پرندگان ساختند . افزون برآن ، گروهى از كفار و برجستگان ايشان را در ميان گرفتند و با افسار زور و جبر و اسارت به جايگاه سلطان و اتابك الدگز بردند ؛ چونان گنهكارانى كه به جانب آتش برند ؛ با چهره‌هايى بر آن‌ها گرد ناسپاسى نشسته ، كه تيرگى خوارى آن‌ها را فروگرفته بود ؛ يا به جبر دستانشان از پشت بسته بودند ، يا آنان را سخت بر روى گونه كشيده بودند ، و يا به سختى رگ و پى ايشان كوفته بودند . شاه گرجيان ، نيمه‌جان ، جان به‌در برد ؛ از غنيمت به رجعت رضا داد و از فيروزى دل به گريز خرسند ساخت . مسلمانان بر غنايمى دست يافتند كه هيچيك از ايشان يا سپاهيانشان همانندش به غنيمت نبرده بود . دستانشان پر شد از غنايم و اسبان چرنده و اموال كلان و چادرهايى زيبا و آراسته ، و غلامانى چونان درّ نهفته . از اموال شاه گرجيان نيز سطل‌هايى به غنيمت بردند كه اسبان وى از آن‌ها آب مىآشاميدند ، همگى سيمين ، و آوندهايى كه در آن‌ها
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 183 | صدر الدين علي بن ناصر الحسيني / محمد نور الدين / رمضان على روح الهى