هنگام مرگ سعد الدين به كام او بود و روان بر راه صواب ، كه اين سعد الدين در آن زمان كه در خدمت اينانج بود ، ستمكارترين مردمان بود و ستم و سركشيش از همه افزون ، اما زمانى كه به خدمت پهلوان بن الدگز درآمد ، دادگرترين و منصفترين مردمان شد و رحيمترين و مهربانترين ايشان در حق ضعيفان ، و اين گونه بود تا اينكه بر منشى نيك و حالتى راست و درست و منزلتى خوش نزد سلطان خويش ، جان سپرد .
بدينسان عراق و اذربيجان و ارّان يكسره آن اتابك الدگز گشت و او اين زمان نامهاى با گونهگونه لطايف به دار الخلافه نبشت و گفت : « من مملوك دولت عباسيانم ؛ فرمانبردارى از آنان را واجب مىدانم و نافرمانى ايشان نكنم ، كه هر پيروزى و فيروزى كه بر دشمنان يافتهام ، از بركات بستگى خويش با دولت عباسيان - كه خداى تعالى آن را پايدار بداراد - مىدانم » . اتابك سپس به اصفهان رفت و در آنجا بماند .
در اين ميان اتابك سنقر به رحمت خداى تعالى رفته و برادرش امير زنگى جاى او را گرفته بود . اتابك الدگز او را به خدمت سلطان بخواند ، و اين درحالى بود كه - چنان كه پيشتر گفتيم - سنقر ، اينانج و اميران عراقى را ياورى مىكرد و سلطان محمد بن طغرل را با سپاهى به نزديك ايشان فرستاده بود . اين كار ، اتابك الدگز را به خشم آورده و در قلبش مانده بود و او كين سنقر در دل داشت ، تا اينكه اتفاق را چنان افتاد كه اتابك سنقر جان سپرد . وقتى خبر مرگ او رسيد ، اتابك الدگز اين شعر برخواند :
يا أسد الموت تخلّصته * من بين لحيى لبوة خادره
قد كانت الدنيا شفت لوعتى * منه و لكن لاذ بالآخره
« اى مرگ ، شيرى تو كه از ميان آروارههاى شير بيشهاش رهانيدهاى . / اين جهان سوز درونم از او مىكند دوا ؛ و آن جهان مىدهدش پناه . »
اين زمان امير المؤمنين المقتفى لأمر اللّه در آغازين روزهاى ربيع الاول سال پانصد و پنجاه و پنج درگذشت . « 1 » گاه خلافتش بيست و چهار سال و سه ماه و شانزده روز بود و شصت و شش سال ، بيست و هشت روز كم ، بزيست و پس از وى فرزندش ، المستنجد باللّه ، عهدهدار خلافت شد . در اين ميان ، فرمان سلطان ارسلان شاه بن طغرل و امير شمس الدين اتابك الدگز به امير زنگى رسيد كه او را فراخوانده بودند ، اما او ترسى در دلش راه يافت و پاسخ داد كه : « من مملوك و غلام سلطانم و كسى نيستم كه از فرمانش تن زنم و از فرمانبرداريش كناره گيرم ، بلكه چون
هامش
( 1 ) . خليفه المقتفى لأمر اللّه در دوم ربيع الاول سال 555 ه جان سپرد .