« خويشتن برهان ، كه گر اراده نمايم تو را به قتل آورم » . دراينحال ميمنه و ميسرهء سپاه الدگز كه پايدارى پهلوان و گريز اينانج را از برابر وى ديدند ، بهجاى خويش بازشدند ، و ياران اينانج كه گريز وى مشاهده كردند ، سست شدند . ياران اتابك الدگز هم گرداگرد ايشان برآمدند و آنان را در ميان خويش نهادند و بسيارى را بكشتند . ياران اينانج به تلخى شكست خوردند و گريختند و ياران اتابك الدگز هم گريختگان را دنبال كردند ، و تنها تيزپايان آن كسان و آنان كه ساز و برگ از پشت خويش بنهادند ، جان بهدر بردند . بدينسان سپاهيان اتابك ، بيرون از وصف و شمار ، اموال و جنگافزار و كالاى فاخر به غنيمت بردند و با دستانى پر از غنايم چو زلف بتان پريشان شدند و هر اميرى آهنگ سرزمين خويش كرد . « 1 »
اتابك شمس الدين الدگز فيروزمندانه به همدان بازگشت و اندكى در آنجا ، كه هرچه خوبتر از بهرش آراسته بودند ، بماند و سپس آهنگ اينانج كرد كه در رى بود . اينانج كه اين بدانست ، رى را وانهاد و از آنجا برفت تا به بسطام رسيد و در آنجا مقام كرد . « 2 » او از بسطام به ايل ارسلان خوارزم شاه « 3 » نامه كرد كه من به تو پناه آورده و يكى از غلامانت گشتهام . هرگاه بخشى از سپاهت به ياريم فرستى ، عراق را بگيرم و آن را در شمار ممالكى درآورم كه فرمانت در آنها روان است و حكمت بدانها نافذ . ايل ارسلان پاسخى هرچه خوبتر به دو داد و به خطابى هرچه نيكوتر وى را بنواخت ، و كس به نزديك والى دهستان فرستاد تا از عايدات عقبافتادهء آن ديار سىهزار دينار به نزد وى فرستد ، تا كار پريشان خويش به سامان آرد و كجيش به راستى گرايد .
نيز به اينانج فرمود تا به دهستان رود و در آنجا بماند تا تدبير كار او كند ، و اينانج رفت و بماند .
و امّا اتابك الدگز ؛ او چو بر رى دست يافت ، از سلطان ارسلان شاه بن طغرل دستورى خواست تا رى آن او باشد ، و سپس آن را به اقطاع به فرزندش ، امير نصرت الدين پهلوان ، داد . در اينحال ، اميران عراق كه با اينانج همراه بودند ، به دو نامه كردند و خواستند تا زينهارشان دهد و از گناهانشان درگذرد و از لغزشهاشان چشم پوشد ، و اين زينهار از سوى سلطان باشد تا بدان
هامش
( 1 ) . درخصوص شرح اين نبرد ، نك . به : ابن اثير 11 / 101 و بندارى 300 - 299 و راوندى 410 .
( 2 ) . راوندى ( 411 ) مىگويد كه اينانج به كرمان و سپس مازندران گريخت كه فرمانرواى آن ( اسپهبد ) علاء الدين حسن بن رستم بن على بن شهريار ( 1172 - 1163 م ) بود . ابن اثير ( 11 / 101 ) مىگويد كه ايلدگز رى را محاصره كرد و اينانج از او صلح خواست . به موجب اين صلح رى را از اينانج گرفتند و او در برابر ، جرباذقان و ساوه را گرفت . نك . به : بندارى 300 .
( 3 ) . خوارزمشاه ابو الفتح ايل ارسلان از سال 1156 تا سال 1172 م فرمانروايى كرد .