شاه در سلطنت ، و امير شمس الدين الدگز در منصب اتابكى پاى استوار كردند و سلطان در همدان بماند . از سوى ديگر ، اينانج و ابن بازدار و ستماز بن قايماز حرامى و آقش سوگند خوردند و با يكديگر پيمان نهادند كه نه با اتابك شمس الدين الدگز و نه با سلطان ارسلان شاه همراهى ننمايند و بساطى از بهرشان نگسترند . اين زمان ملك محمد بن طغرل ، برادر ارسلان شاه ، در شيراز و نزد اتابك سنقر بود . « 1 » آنان كس به نزديك اتابك فرستادند و از او خواستند تا ملك محمد را به جانب ايشان روانه كند . اتابك هم او را روانه كرد و بهترين زاد و برگ را از بهر وى آماده ساخت و هزار تن از سواران خويش با او فرستاد ، كه به سبب وعدهاى كه آن برجسته اميران داده بودند ، آهنگ اصفهان كردند .
آن اميران هم آماده شدند و اموال بسيارى هزينه كردند و بيش از بيستهزار سوار گرد آوردند و فراهم آمدند و بر آن شدند كه به خدمت ملك محمد بن طغرل به اصفهان روند ، كه سپاه شيراز بديشان رسيد و همگى رهسپار همدان شدند . در همين احوال ، اتابك شمس الدين الدگز و امير شرف الدين گردبازو خادم به همراه سلطان ارسلان شاه بن طغرل رفتند و به سال پانصد و پنجاه و پنج به مرغزار قراتكين رسيدند . « 2 » چو برخى كسان از آن دو گروه نزديك يكديگر آمدند ، گفتى كه زمين روان شده است و كوهها به جنبشاند و ستارگان رو به خاموشى رفته و آسمان گسسته شده است .
اين زمان كه هر دوسو صف آراسته بودند و آسياب مرگ بر فراز سرشان در گردش بود ، ميسرهء سپاه اينانج بر ميمنهء اتابك شمس الدين الدگز بتاخت و سامانشان پراكند و بر ايشان لرزه آورد . ميمنهء اينانج نيز بر ميسرهء سپاه الدگز بتاخت و كارى ديگر برآورد . اينانج هم از قلب سپاه بر سر الدگز تاخت آورد ، اما الدگز او را بازپس راند . او نيز بازگشت و در همين حال با پهلوان بن الدگز رودررو شد كه دخت اينانج را در خانه داشت . پهلوان تيغى بر كفل اسبش بزد و به دو گفت :
هامش
( 1 ) . در اينجا نه برادر سلطان ارسلان شاه ، كه محمود بن ملكشاه بن محمود ، درگذشته به سال 555 ه ، مقصود است . محمود را نزديكانش به فارس بردند و فرمانرواى فارس ، اتابك زنگى بن تكلا ( در ابن اثير : دكلا ) سلغرى ( 1175 - 1162 م ) ، او را به دژ استخر برد . وقتى ايلدگز كس به نزديك خليفه فرستاد و خواستار خطبه به نام سلطان ارسلان شاه شد ، ابن هبيرهء وزير شروع به تحريك نواحى اطراف عليه او كرد . اتابك زنگى و خدايگان مراغه ، نصرت الدين ارسلان احمديلى ، هم به او پيغام دادند كه خطبه به نام محمود بن ملكشاه بخواند و بر درگاهش پنج نوبت طبل زنند . ابن اثير 11 / 101 .
( 2 ) . به گفتهء ابن اثير ( 11 / 101 ) اين نبرد در 9 شعبان سال 556 ه رخ داده است . بندارى ( 298 ) مىگويد كه اين جنگ در منطقهء قراجه ( در نيمهء راه همدان و اصفهان ) رخ داد ، ولى راوندى ( 410 ) محلى را كه جنگ در آن پديد شد ، فراهان مىنامد . در ياقوت ( 4 / 258 ) فراهان شورهزارى است در روستاى همدان .