تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
در اين هنگام امير شرف الدين گردبازو خادم برنشست و وانمود كرد كه به خدمت سلطان مىرود ، اما بر وى درآمد و تا به شب بر او بند نهاد . سپس زه كمان در گردنش آورد و راه گلويش ببست ، و اينسان سلطان سليمان شاه جان سپرد . « 1 » اين زمان امير شمس الدين الدگز به همدان نزديك شده بود . ازاين‌رو امير شرف الدين گردبازو خادم از شهر به‌در آمد و با همهء اميران و سپاهيان بازمانده با وى به امير شمس الدين الدگز رسيد . آن‌روز ، روزى برجسته بود : چو بر در كوشك جديد رسيدند ، امير شمس الدين الدگز و امير شرف الدين گردبازو خادم و تمامى اميران عراق و ارّان پياده شدند و پيشاپيش سلطان ارسلان شاه برفتند و به همدان درآمدند و او را بر تخت سلطنت نشاندند . « 2 »

سلطان ارسلان شاه بن طغرل بن محمد طبر بن ملكشاه بن الب ارسلان بن داود بن ميكاييل بن سلجوق ؛ قسيم امير المؤمنين

آنان در برابر وى ايستادند و امير شمس الدين الدگز در آن‌روز ديگر اميران عراق و ارّان را خلعت‌هاى شايان داد و حسب منصب هركدام بديشان اسب و استر داد . بدينسان سلطان ارسلان
هامش
همدان براى سلطنت يافتن آگاه شد . او هم مردى به نزديك آن اميران فرستاد ، با اين خواسته : « اگر چنانك مرا نمىخواهيد ، از من به شما رنجى نرسيد . بگذاريد تا چندان اهبت و برگ كه از موصل آورده‌ام ، برگيرم و بروم . باقى حكم شماراست » . آن اميران خواستند كه شروط سليمان را پذيرا شوند ، ولى خدايگان رى ، اينانج ، توصيه كرد كه سليمان شاه را تا ورود سلطان جديد در بند كنند ، و او به زودى سرنوشت سليمان شاه را معين خواهد كرد . نيز نك . به : رشيد الدين 2 / 5 ، 156 - 155 . ( 1 ) . در ابن اثير ( 11 / 95 و 100 ) اينسان است كه سليمان شاه در شوال سال 555 ه در بند مىشود و سپس به دژ همدان تبعيد ، و در آنجا مصلوب يا مسموم مىگردد . بندارى ( 296 ) مىگويد كه او در 13 ربيع الاول سال 556 ه در دژ همدان مسموم شد . راوندى ( 399 ) مىگويد كه سليمان شاه را در رمضان سال 555 ه در بند كردند و يك ماه بعد به دژ علاء الدوله بردند و او در 12 ربيع الثانى سال 556 ه در آنجا مرد . از هفتم محرم سال 556 ه هم خطبه به نام سليمان شاه متوقف شد . ابن جوزى 10 / 198 . ( 2 ) . ارسلان شاه در ذى القعدهء سال 556 ه به همدان بازگشت و جز خدايگان رى ، اينانج ، كه دشمن اتابك شمس الدين ايلدگز بود ، كس با سلطنت يافتن او مخالفت نكرد . ايلدگز كس به نزديك اينانج فرستاد و با او نرمى كرد و آن‌دو صلح كردند و سوگند اتحاد خوردند و پهلوان بن ايلدگز دخت اينانج را به زنى گرفت و وى به همدان نزد پهلوان رفت . با اين همه از پى اين‌ها جنگ‌هايى ميان آن‌دو درگرفت . نك . به : ابن اثير 11 / 101 - 100 و بندارى 297 - 296 .
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 171 | صدر الدين علي بن ناصر الحسيني / محمد نور الدين / رمضان على روح الهى