و پيمان گرفت كه با او نه مخالفت ، كه همراهى كند و جدايى پيشه نسازد ، كه اتابك اين همه پذيرفت . « 1 » سلطان محمد ، امير ارسلان بن اقسنقر احمديلى ، خدايگان مراغه ، را در اذربيجان برگماشت و توانمندانه و فيروز به همدان بازشد و در آنجا بماند ، اما در سر انديشهء بازگشت به بغداد داشت .
و امّا سلطان سليمان شاه ؛ او آوردگاه را به ترك گفت و سر آن داشت كه به بغداد به خدمت امير المؤمنين المقتفى لأمر اللّه رود ، اما امير زين الدين على كوچك ، سركردهء سپاه موصل ، در دربند قرابلى به وى رسيد و او را بگرفت و به موصل برد و در دژ آنجا بداشت . آنگاه در اين باب به سلطان محمد نامه كرد ، كه بفرمود تا دستش گشاده دارد و دست از او بدارد تا آن هنگام كه فرمان وى دررسد . « 2 »
سلطان محمد چشمبهراه بهار بود تا رهسپار بغداد شود ، كه بيمار شد و بيماريش سخت گشت و ديرى بپاييد تا سرانجام به سال پانصد و پنجاه و سه در همدان درگذشت ، و بدينسان نه سال سلطنت كرد . دادگر بود و نيككردار و مهربان ، و فرزندى نداشت ، « 3 » خبر درگذشتش به امير المؤمنين المقتفى لأمر اللّه رسيد ، و او گفت : « خدا محمد را بيامرزد كه به راستى دشمنى خردمند بود . » دراينحال ، اميران عراق آشفته بودند و سرانجام كس به موصل فرستادند و از امير زين الدين على كوچك خواستند تا ملك سليمان شاه را به نزد ايشان فرستد . « 4 » او هم سليمان شاه را از موصل بهدرآورد و زينپوش اسبش پيش رويش ببرد و از خواسته و سازوبرگ و اسبان نشاندار و استران پروار و چادر و غلام چندان به دو داد بيرون از شرح و شمار . گروهى از اميران
هامش
( 1 ) . درخصوص نامهء اتابك شمس الدين ايلدگز به سلطان ، نك . به : راوندى 383 و رشيد الدين 2 / 5 ، 148 .
( 2 ) . سليمان شاه را در شهر زور در شعبان سال 551 ه دستگير و تا سال 555 ه به دژ موصل تبعيد كردند .
ابن اثير 11 / 78 و التاريخ الباهر 109 - 108 و بندارى 242 و راوندى 383 ؛ ابن جوزى ( 10 / 165 ) مىگويد كه دستگيرى سليمان شاه در رمضان سال 551 ه رخداد .
( 3 ) . سلطان محمد در ذى القعده يا ذى الحجهء سال 554 ه جان سپرد . محمود كودك خردسالى داشت كه او را به ارسلان آبه ، فرزند اقسنقر احمديلى ، به امانت سپرد و آندو به مراغه كوچيدند . نك . به : ابن اثير 11 / 94 و بندارى 288 و راوندى 387 و ابو الفدا 3 / 34 .
( 4 ) . پس از مرگ سلطان محمد ، اميران در باب جانشينى او اختلاف كردند . گروهى برادر محمد ، ملكشاه ، را مىخواستند و ديگران ، امير ارسلان شاه بن طغرل دوم را كه از پشتيبانى شمس الدين ايلدگز بهره مىبرد . با اين همه گروه سوم كه حمايت اينانج ، خدايگان رى ، را داشتند و سليمان شاه را كه در اسارت در موصل بود مىخواستند ، پيروز شدند . سليمان شاه به همدان رسيد و در 12 ربيع الاول سال 555 ه سلطان اعلام شد . ارسلان شاه هم ولىعهد گشت . نك . به : ابن اثير 11 / 95 - 94 و التاريخ الباهر 115 - 114 و بندارى 289 - 288 و راوندى 394 - 393 و ابن جوزى 10 / 921 و ابن وردى 2 / 97 - 96 .