تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
طويلى از خون روان ؛ جويى كه پيش قامتش كوتاه عمر زندگان . / سرهاى دليران پريشان به تيغهء شمشير مرد ؛ پريشان به كردار خاشاك و گرد . » دراين‌حال ، آتش جنگ از فرود تيغ‌هاى برّان فروزان بود و دشت از ضربت نعل سم اسبان ، خروشان . چو تيغى ميل سربازى مىنمود ، كف تاب نگاهداشتش نداشت ، وگر نيزه‌اى تشنهء جگرى مىبود ، دست را ياراى بازداشتش نبود ؛ تو گويى روزى كركسان و عقابان ضمانت كرده يا خوراك كفتاران و گرگان برعهده گرفته بودند . كار بر اين قرار بود تا اينكه آوردگاه از كشتگان پر شد و زنجيرها بر سر اسيران فراز آمد . سلطان محمد و يارانش بر پايدارى و شكيب مصمّم شدند و بر آرمان و آهنگ خويش گمان فيروزى بردند ، و از آنجا كه به ندرت آدمى را با شكيب بر تلخى سختىها بهره‌اى جز پيامد شيرين بوده است ، خداوند از زلال ياريش سلطان محمد را سيراب ساخت ، كه اندازهء تاب و شكيبش ديده بود . اتابك شمس الدين الدگز و سپاهيان شكست‌خوردهء همراهش گريختند و پريشان ، چو زلف بتان ، در بيابان‌ها پراكنده گشتند . سلطان محمد غنايم بسيار ، باروبنه‌اى كلان ، و اموال فراوان از ايشان گرفت « 1 » و چندى در نخجوان بماند . گرجيان به دو نامه كردند و صلح خواستند ، كه پذيرفت و صلح بر قرار ايشان كرد . « 2 » سلطان همچنان در ارّان مقام داشت تا اينكه اتابك شمس الدين الدگز به وى نامه كرد و گفت : من غلام تو و مملوك اين درم . عمّت ، ملك سليمان شاه ، پيش از آنكه رايت فيروز تو اينجا رسد به نزدم آمد ، و من ننگ داشتم از اينكه جانبش فروگذارم ، كه بيم داشتم از اين ننگ و از اينكه مردم بگويند كه جانب سليمان‌شاهى وانهاد كه برادر سرورش ، سلطان مسعود - كه خداى او را غريق آمرزش خويش كناد - بود . اكنون كه روشن شده است كه سلطان يكى است و تمام شهرها زمام خويش به دو افكنده‌اند ، من نخست فرمانبردارم و اوّل كس كه به جماعت درآيد و با اجماع مردمان همراه شود . سلطان هم عذرش پذيرفت و ولايت ارّان به دو وانهاد ، و اين پس از آن بود كه از وى عهد
هامش
( 1 ) . اين جنگ در جمادى الاولى سال 551 ه در ميانهء سليمان شاه و سلطان محمد درگرفت . سليمان شاه شكست خورد و با 50 تن از سه هزار مردى كه خليفه در آغاز به ياريش فرستاده بود ، گريخت . ابن اثير 11 / 78 - 77 و التاريخ الباهر 108 و راوندى 383 و ابن جوزى 10 / 165 ؛ در بندارى ( 242 ) اينسان است كه اين جنگ در شعبان سال 551 ه رخ مىدهد . ( 2 ) . از اين مأموريت گرجيان به سال 551 ه در منابع ديگر سخنى نيامده است . اين به روزگار ملك داوود سوم ( 1156 - 1155 م ) بود . شايد علت فرستادن اين هيأت تمايل گرجيان به راه بستن بر حملهء سلجوقيان به ايشان باشد كه به كين يورش گرجيان به سال 548 ه به آنى صورت مىگرفت . نك . به : ابن قلانسى 328 .
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 168 | صدر الدين علي بن ناصر الحسيني / محمد نور الدين / رمضان على روح الهى