و او كه به بغداد بود ، با اميران خويش راى زد كه فرجام كار چيست . همگى به كوچيدن از بغداد و رفتن به همدان اشارت راندند ، كه در آنجا بمانند تا از اتابك شمس الدين الدگز و امير اينانج آسوده باشند ، و سپس به بغداد بازآيند . پس از آن ، آنان از دو سوى بغداد برفتند ؛ سپاه موصل از كران باخترى و سپاه عراق از كران خاورى دجله ، و بار و بنهء خويش بردن نتوانستند و بغداديان اين بار و بنه را ، كه غنيمتى كلان بود ، به بغداد بردند .
پس از آن ، سلاطين سلجوقى از بغداد طمع بريدند . « 1 » سلطان محمد تا به همدان برفت و آماده شد تا رهسپار اذربيجان شود كه مسكن ملك سليمان شاه بن سلطان محمد طبر ، برادر سلطان مسعود ، بود . بدينسان ملك سليمان شاه از اذربيجان بهدر آمد و آهنگ بغداد كرد ، كه او را ملك مستجير لقب دادند و سپاهيان عراق را به تمامى با وى روانه كردند . سلطان ملك مستجير سليمان شاه بن محمد بن ملكشاه بن الب ارسلان از بغداد به جانب اذربيجان رفت و اتابك شمس الدين الدگز و سپاهيان اذربيجان و ارّان با وى همراه شدند . « 2 » سلطان محمد بن محمود بن محمد طبر بن ملكشاه بن الب ارسلان نيز از همدان برفت ، و پيش از آن با امير اينانج از در آشتى درآمد و او را بر ولايت رى برگماشت و به خدمت خويش بخواند ، و با وى به اذربيجان رفت . دو گروه در درّهء رود ارس ، در نزديكى نخجوان ، با يكدگر رودررو شدند و بر هم تاختند و در جنگى سخت گرفتار آمدند ، آنسان كه پيكان تيرها شكست و آفاق از تلاطم خونهاى ريخته به سرخى گراييد ، و تيغ بر بدنها و نيزه در سينههاى دليران راندند . اين گفتهء تنوخى « 3 » است كه :
فى موقف وقف الحمام و لم يزغ * عن ساحتيه و زاغت الأبصار
فقنا تسيل من الدّماء على قنا * بطو الهنّ تقصرّ الأعمار
و رؤوس ابطال تطاير بالظّبى * فكأنّها عند الغبار غبار
« جايى مرگ لانه كرده است ، بازنمىگردد از آن مكان ؛ و ازو چشمها حيران / از نيزهها جوى
هامش
( 1 ) . با تشويق خليفه ، اتابك شمس الدين ايلدگز و امير ملكشاه بن محمود به پايتخت ، همدان ، آمدند و بر گنجينهء سلطنتى و ديگر چيزها دست يافتند و ملكشاه را بر تخت سلطنت نشاندند . وقتى خبر به سلطان محمد رسيد ، به جنگ كوشيد تا شايد به مرادش برسد ، ولى حاصلى نيافت و در 24 ربيع الاول سال 552 ه به همراه سپاهيان از بغداد به همدان كوچيد . نك . به : ابن اثير 11 / 81 و بندارى 285 - 284 و ابن جوزى 10 / 174 و راوندى 380 و بعدى .
( 2 ) . اينها در سال 550 ه رخ داد . راوندى 382 - 381 و بندارى 242 - 241 ؛ در ابن جوزى ( 10 / 165 ) سال 551 ه است .
( 3 ) . عبد الكريم بن عبد اللّه بن فضل تنوخى شاعر در سال 518 ه زاده شده و در ربيع الاول سال 556 ه درگذشت . سبط ابن جوزى 8 / 1 ، 239 .