تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
چارهء اين كار براى شما آسان ، و آن است كه به سلطان بگوييد كه اين مرد پروردهء خدمت امير المؤمنين است و نعمت چشيدهء او ، و عرب است و ما ايمن نيستيم ، كه مبادا او و امير المؤمنين در نهان چاره كرده باشند كه او به ظاهر به جانب ما آيد و چون بيايد و مقابل بغداد رسد ، به شهر درآيد . مصلحت آن است كه از وى خواسته شود تا از راه رود صرصر بر ما درآيد و نزدمان رسد ، كه چون نزدمان آيد از آسيب ورود وى به بغداد آسوده باشيم . مقصود آن است كه او از راه رود صرصر درآيد ، و جز اين هيچ نيست . آن اميران هم نزد سلطان رفتند و او را بدين كار ره نمودند و فرجام پنهان‌كارها باز نمودند . آنان از سوى سلطان كس به جانب امير بدر بن مظفّر فرستادند تا به درزيجان « 1 » به نزدش رود و از زبان سلطان او را فرمان دهد كه از راه رود صرصر درآيد . امير در جاى خويش بماند و پاسخ داد كه : « گر من از راه رود صرصر درآيم ، از من بهرى نمىيابيد و حاصلى از وصول من به خدمت سلطان برنمىآيد . من نيز از خواسته‌ام ، كه كارزار با بغداديان است ، بازمىمانم و كشتىهايى كه فراهم آورده‌ام بىبهره مىمانند » . آنان هم بار ديگر گفتند كه او بايد كه از راه رود صرصر درآيد ، و اين سخن او ايشان را بدگمان ساخت . در اين ميان ، اميران همچنان با سلطان مىگفتند كه امير را از راه رود صرصر به درون آرد . چون او چنين كرد ، بغداديان از شرش بياسودند و به جنگش برآمدند و از بغداد به اذربيجان به امير شمس الدين الدگز نامه كردند و او را تطميع نمودند كه اگر از اذربيجان به عراق آيد ، آنان ملك ارسلان شاه بن سلطان طغرل را سلطنت خواهند داد . ملك ارسلان شاه فرزند همسر امير شمس الدين الدگز اتابك بود و امير نصرت الدين محمد پهلوان و امير مظفر الدين عثمان قزل ارسلان فرزندان وى از آن زن بودند . بغداديان به عراق به امير اينانج نيز نامه كردند و او را وعده دادند كه اقطاعاتى از توابع عراق به دو خواهند داد . اميران سلطان كه ديدند كار به درازا كشيده و توان تصرّف بغداد ندارند ، كارزار را به ترك گفتند و خواستند تا به خانواده و شهر خويش بازشوند . « 2 » در اين ميان امير شمس الدين الدگز اتابك از اذربيجان به جانب عراق رفت و امير اينانج هم آهنگ همدان نمود . خبر به سلطان رسيد
هامش
( 1 ) . درزيجان ( در فارسى ، درزيندان ) دهى بزرگ است در پايين بغداد و در كرانهء باخترى دجله . ياقوت 2 / 250 . ( 2 ) . درخصوص اين محاصرهء درازداس بغداد از سوى سلطان محمد ، نك . به : ابن اثير 11 / 82 - 80 و ابن جوزى 10 / 176 - 168 و ابن عبرى 2 / 394 ؛ در بندارى ( 255 - 246 ) ازآن‌رو كه اصفهانى خود در آن زمان در بغداد تحت محاصره بوده ، توجه زيادى به اين جنگ ميان خليفه و سلطان شده است .
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 166 | صدر الدين علي بن ناصر الحسيني / محمد نور الدين / رمضان على روح الهى