ارسلان شاه بن سلطان طغرل بن محمد طبر بن ملكشاه بن الب ارسلان بن داود بن ميكاييل بن سلجوق را به نزديك امير شمس الدين الدگز به اذربيجان بردند ، « 1 » كه مادر ملك ارسلان شاه همسر امير شمس الدين الدگز بود و امير از او دو فرزند داشت : يكى محمد امير نصرت الدين اتابك پهلوان ، و ديگرى عثمان مظفر الدين قزل ارسلان ، و دخت او نزد خدايگان مراغه بود . « 2 » بدينسان ملك ارسلان شاه نزد امير شمس الدين الدگز بماند .
به سال پانصد و پنجاه و دو سلطان محمد آهنگ بغداد كرد « 3 » و سپاهيان عراق و اذربيجان با او همراه شدند ، مگر امير شمس الدين الدگز كه در اذربيجان در كار جنگ با گرجيان بود و امير اينانج ، كه از بيم غزان در رى ماند . آنان به گرگان رسيده بودند كه امام المقتفى لأمر اللّه تدارك حصار ديد و هرچه توشه و علوفه و گاو و گوسپند براى اقامت خود و سپاهيانش در شهر لازم بود ، به بغداد برد . اموالى نيز بخشيد و از همهجا سپاهيانى بر وى گرد آمدند و لشكرى فراهم آمد كه كس در بغداد مانند آن به ياد نداشت . سلطان محمد به بغداد رسيد و بر كنار دروازهء شمّاسيّه منزل كرد . چندى بماند اما فرمان جنگ نداد و به امام المقتفى لأمر اللّه نامه كرد كه او بندهء فرمانبردار است و از آمدن به بغداد آماجى جز اين ندارد كه در حالى بازگردد كه شاهان اطراف يقين كرده باشند كه امير المؤمنين از او خرسند است ، و چنان شود كه امير المؤمنين با نشانهاى از خرسندى خويش ياريش دهد ؛ اينسان كه نامش پس از نام امير المؤمنين بر منابر برند ؛ او نيز از بغداد بازمىگردد ؛ نه والىاى از سوى وى در آنجا خواهد بود و نه خدايگانى كه به دو اشارت رود .
هامش
در بندارى ( 240 - 239 ) اينسان است كه وقتى آن اميران نزد سلطان محمد بن محمود بازشدند ، « او آنان را سرزنش كرد و تحقير نمود كه از چه آن ملك از دست بدادند ، و گفت : آبروى خود برديد و خويشتن هلاك كرديد و تركمانان نابود نموديد و خانواده و زنانشان در معرض اسارت آورديد . ملك ارسلان را بهدر آورديد و از نگاهداشتش غفلت نموديد ، و او اينك نزد ايلدگز است و خواهيد ديد كه كار وى به كجا مىكشد ، و به يقين از او شرى به من مىرسد . بىگمان خليفه هم دشمن شده است و ديگر بعد از اين كار ما با او راست نخواهد شد و توبه نمىپذيرد و آنسان كه بايد خوشدل نمىشود » ؛ و همان شد كه او پنداشته بود ، كه خليفه پس از آن گناه سلجوقيان نبخشود و از سوى ايشان دلآسوده نگشت .
( 1 ) . امير البقش كون خر در رمضان سال 549 ه مرد . ابن اثير 11 / 74 و ابن جوزى 10 / 159 - 158 .
( 2 ) . مادر امير ارسلان شاه ، مؤمنه خاتون ، همسر سلطان طغرل دوم بود . مسعود پس از مرگ سلطان طغرل دوم او را به زنى به اتابك شمس الدين ايلدگز داد . دخت آندو ، جلاليه ، همسر فرمانرواى مراغه ، نصرت الدين ارسلان آبه فرزند اقسنقر احمديلى ، بود .
( 3 ) . در ابن اثير محاصرهء بغداد بهدست سلطان محمد در ذى الحجهء سال 551 ه آغاز مىشود و در بندارى ( 246 ) در ذى القعدهء سال 551 ه .