تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
پنجاه و يك نزد غزان مقام داشت . سلطان معز الدين ابو الحارث سنجر بن ملكشاه بن الب ارسلان بن داود بن ميكاييل بن سلجوق پنج روز مانده از رجب سال چهارصد و هفتاد و نه زاده شد و پس از رهايى از دست غزان به روز دوشنبه چهاردهم ربيع الاول سال پانصد و پنجاه و دو درگذشت و در گنبدى كه از بهر خويش برآورده و آن را سراى آخرت ناميده بود ، در خاك شد . مدت سلطنتش نزديك به چهل سال و مدّت شاهيش شصت و دو سال بود و هفتاد و دو سال و هشت ماه و ده روز بزيست . هزار و سى رطل گوهر داشت ، كه بسيار بود ، اما نه براى آن كس كه اندوخته‌هاى سلطان غازى ، ابو القاسم محمود بن سبكتكين ، و آل بويه را يكسره بيرون كشيده باشد . چون به اسارت غزان درآمد ، بر او تنگ گرفتند و جيره‌اى در حقش مقرر كردند كه درخور چوپانش نيز نبود . او سوار بر اسب با آنان مىرفت ، پابه‌پاى مراقبان و همراه نگاهبانان ، و سلطانش مىناميدند و در برابرش زمين مىبوسيدند و مىگفتند : ما رعيّت تو هستيم ؛ و به ظاهر بزرگش مىداشتند اما سررشتهء هيچ كارى به دستش نبود . سلطان سنجر در خرد و دانش و عالم‌دوستى و گشاده‌دستى از برترين سلجوقيان و به همت از بزرگترين شاهان بود . ظهير الدين خازن نقل مىكند كه سلطان در مدّت پنج روز پياپى ، هفتصدهزار دينار طلا و هزار جامهء ابريشمين سرخرنگ ، جداى از اسبان و خلعت‌ها ، به اين و آن بخشيد . سلطان را با دانشمندان داستان‌هاست ؛ از آن‌ها يكى اينكه زمانى در ميان شافعيان و حنفيان فتنه‌اى رفت و هفتاد مرد حنفى به نيشابور به قتل آمدند . لشكرگاه سلطان در آن نزديكى بود . سلطان ، حاجب كبير ، محمود قاشانى ، را بخواند و گفت : نزد محمد بن يحيى « 1 » رو و به او بگو كه سلطان مىگويد : « اين شهر ، آن توست يا آن من ؟ اگر آن من است از آنجا بيرون رو ، و چنانچه آن توست مهيّاى من باش ، و به‌هرحال آن را وانه و بيرون رو » . محمود هم به حلقهء شيخ محمد بن يحيى به جامع نيشابور رفت . شيخ كه نشسته بود و تأمّل مىكرد ، به وى توجهى ننمود و تأمّل خويش قطع نكرد . حاجب نشست و گفت : « السلام عليكم » ، كه او سر برداشت و گفت : « و على عباد اللّه الصالحين » . حاجب پيش روى وى به زانو نشست و گفت : « سلطان به تو سلام مىرساند و مىگويد : از آنچه پيش آمده ، آگاهيم . تو در اين قضيه حاكم باش و هرچه خواهى كن ، كه كس با
هامش
هشت آورده بود . ( مترجم فارسى ) ابن اثير ( 11 / 79 ) اسارت سنجر را در ششم جمادى الاولى سال پانصد و چهل و هشت هجرى مىداند . ( 1 ) . شيخ محيى الدين محمد بن يحيى نيشابورى فقيه نيشابور و شافعى مردى برجسته و مورد احترام همهء دنياى اسلام بود . غزان او را در شوال سال 549 ه در نيشابور كشتند . ابن اثير 11 / 67 .