كند ، هم آنان او را تسليم خواهند كرد . ازاينرو با غزان نبرد نكرد و آن قوم را رها كرد و به بلخ ، و از بلخ به مرو بازگشت و غزان هم او را تا به مرو دنبال كردند . او به شهر درآمد و روزى چند در آنجا بماند . سپس - چنان كه در آغاز نوشتارمان آورديم - به جانب غزان رفت و از ربيع الاول سال پانصد و چهل و هشت تا ماه رمضان سال پانصد و پنجاه و يك نزد آنان بود . « 1 »
در اين سال از غفلت ايشان بهره برد و پنهانى از جمع آنان در بلخ بيرون آمد و از جيحون گذر كرد و به دژ ترمذ درآمد ، كه امير عماد الدين احمد بن علاء الدين ابو بكر بن قماج « 2 » در آن مقام داشت . امير آىابه مؤيّد « 3 » هم از نيشابور رهسپار خدمت سلطان شد و چو به ترمذ رسيد ، سلطان او را به صغانيان « 4 » فرستاد و امير قىابه قماجى را با او همراه كرد . اما امير مؤيّد روزى به باده نشست و امير قىابه را بخواند ، و پيش از آن به چند تن از اميران لشكر به قتلش فرمان داد ، و آنان او را درحالى به قتل آوردند كه نزد امير مؤيّد نشسته بود و با او نرد مىباخت . چو اين خبر به امير عماد الدين احمد بن علاء الدين رسيد ، سخت به خشم آمد و به سراى سلطان رفت و برخى خاصّان او پيش رويش بكشت و گروهى از اميران وى و كسان مؤيّد را هم به قتل آورد و درب قلعت ببست . امير مؤيّد به ترمذ بازشد و سپاهيان آسيمهسر شدند و آن حالها كه در ميانهء ايشان و سلطان بود ، بگشت . پس از آن بر اين صلح افتاد كه امير عماد الدين احمد راه دهد تا سلطان از آن دژ بهدر رود ، و سلطان برفت و در رمضان سال پانصد و پنجاه و يك رخت به مرو كشيد .
در اين هنگام ، سپاهيان رو سوى او آوردند و اميران از سرزمينهاى دوردست به جانب وى رهسپار شدند .
سلطان سنجر از جمادى الاولى « 5 » سال [ پانصد و ] چهل و هشت تا رمضان سال پانصد و
هامش
( 1 ) . با وجود اسارت سنجر در دست غزان ، آنان با او بسان سلطان رفتار مىكردند ، با اين همه از قدرت حقيقى او سخت كاسته شده بود . درخصوص شكست سنجر ، نك . به : ابن اثير 11 / 67 - 66 و راوندى 271 - 268 .
( 2 ) . امير سپهسالار بزرگ و كبير ، عماد الدين احمد بن علاء الدين ابو بكر بن قماج ، امير خراسان و فرماندهء سپاه سلطان سنجر بود .
( 3 ) . مؤيّد آىآبه غلام سلطان سنجر بود . در ميانهء آشفتگىهاى غزان كار او بالا گرفت و بسيارى از اميران فرمانبردارش شدند ، تا جايى كه توانست نيشابور و توس و نسا و ابيورد و شهرستان و دامغان را تصرف كند . ابن اثير 11 / 79 ؛ او در سال 569 ه كشته شد .
( 4 ) . صغانيان ولايت بزرگى است در ماوراء النهر و مجاور ترمذ . . . و دهى نيز به اين نام هست . ياقوت 3 / 409 - 408 ؛ در اينجا مراد همان ده است كه در درهء رود سورهاندار واقع ، و اين زمان شهر دينا در جمهورى ازبكستان شوروى است .
( 5 ) . نويسنده اندكى پيشتر آغاز اقامت سلطان سنجر را در نزد غزان ماه ربيع الاول سال پانصد و چهل و