تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
راى زند ، اما چو بيامد ، بفرمود تا گردنش بزدند و پيكرش را به دور انداختند ، و اين در پگاه پنج‌شنبه ، و در ذى القعدهء سال پانصد و چهل و يك رخ داد . سپاهيان عبّاس ، كه سركرده‌شان امير اقسنقر فيروزكوهى بود ، برنشستند و با سلطان مسعود به نبرد برخاستند ، اما او عنايتى ننمود و تنها سپاهيانش برنشستند و از سرايش نگاهبانى كردند . پس از چندى سلطان او را بخواند و به‌جاى سرورش ولايت رى داد ، و او نيز سپاس گفت و بازگشت . سلطان مسعود آن زمستان را در بغداد بماند ، و در پايان زمستان خبر يافت كه بوزابه از فارس حركت كرده ، كين يارانش مىخواهد . سلطان هم به شتاب رو به راه همدان نهاد تا در رفتن بدانجا از بوزابه پيشى گيرد ، و به خاصبك نامه‌ها پراكند تا به نزدش آيد . بوزابه نيز به همراه ملك محمد و ملكشاه ، فرزندان سلطان محمود ، برفت تا به اصفهان رسيد . صدر الدين ابن خجندى شهر را به دو سپرد و او هم آن را در تصرف آورد و آن‌دو ملك را بر تخت نشانيد و نوبت‌هاى كوس پنجگانه را در حق ايشان برقرار كرد . « 1 » پس از آن به آهنگ همدان رخت‌برداشت و رفت تا به مرغزار قراتكين رسيد ، كه در يك منزلى همدان بود ، و اين زمان فرزند عباس ، خدايگان رى ، به دو پيوست . سلطان مسعود كه نزديكى آن‌دو به هم دانست ، با سپاهش به جانب ايشان رفت و كس به نزد خاصبك فرستاد تا به شتاب نزد او آيد ، و گاه برخورد نزديك شده بود كه وى با گروهى گران دررسيد . آنان در آن مرغزار با يكدگر روياروى شدند و بوزابه به تن خويش بر قلب سپاه سلطان بتاخت و بر آن سپاه شكست آورد ، اما چو به ميان ايشان رسيد ، اسبش او را واژگون كرد و او اسير شد . بوزابه را نزد سلطان بردند ، كه سخت با وى درشتى كرد و او هيچ نمىگفت و جزع نمىنمود . سلطان خواست تا بر او مهر آورد و وى را ببخشايد ، كه خاصبك مخالفت كرد و سلطان هم بوزابه را به قتل آورد . « 2 » سرانجام چو گرد جنگ از ميان برخاست و فرزند عباس را كشته يافتند ، آن‌دو ملك گريختند . پس از آن سلطان مسعود با برادرزاده‌اش ، ملك محمد ، نامه كرد و دخت خويش به زنى به دو داد و شهرستان خوزستان را آن او كرد . خاصبك هم چو كسى نماند كه با وى بر سر رياست نزاع كند ، حاجب تتار را بگرفت و او را در ماه ربيع الاول سال پانصد و چهل و سه به قتل آورد .
هامش
( 1 ) . در اين خصوص ، نك . به : راوندى 348 و بندارى 219 . ( 2 ) . بوزابه در سال 542 ه به قتل آمد و سرش را به بغداد فرستادند . در اين جنگ كه در مرغزار قراتكين رخ داد ، بسيارى از هردوسو به قتل آمدند و اين از بزرگترين جنگ‌هاى غيرعربان با يكديگر بود . نك . به : ابن اثير 11 / 45 .
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 149 | صدر الدين علي بن ناصر الحسيني / محمد نور الدين / رمضان على روح الهى