آمدهام كه هرگونه خواهى با تو بپيوندم . بوزابه نيز كس به نزديك او فرستاد تا بگويد : « گواه اين سخنت كه به جستجوى دوستى با من آمدهاى ، آن خزانهاى است كه من برجاى نهادم و سى « * » بار استر مال در آن است و در سراى اثير ابو عيسى گذاردهام . » جاولى هم آن مال به نزد او فرستاد ، و اين زمان بود كه پيمان ميان جاولى و بوزابه و عباس راست شد ؛ بنيادش آنكه بوزابه ملك محمد بن سلطان محمود بن محمد طبر را بياورد ، و بدينسان بيم و نفرت در ميان ايشان و سلطان مسعود پاى استوار كرد . آنان همداستان شدند كه موعدشان جمادى الاولى سال آينده باشد ، كه سال پانصد و چهل و يك بود ، اما سرنوشت بر توافق و تدبير ايشان خنده زد .
سرانجام زمان موعود فرا رسيد ؛ جاولى كه در شهر ميانه بود ، امير تتار را روانه كرد تا از بوزابه وفاى به عهد خواهد . امير حاجب عبد الرحمان بن طغايرك نيز كه دانست تتار به فارس رفته است ، از جانب سلطان مسعود حركت كرد تا تتار را از فارس بازگرداند . جاولى ديرزمانى در ميانه بماند و سپاهيانى بر وى گردآمدند ، اما از بوزابه و عباس خبرى نرسيد و او ناچار شد كه پاى در راه نهد ، و با دوازدههزار تن زرهپوش و سوار آهنگ همدان كرد و در زنجان اردو زد . در آنجا بىآنكه بيمار باشد ، حجامت كرد و سپس بر سر كار خويش بازشد . در همينحال خرگوشى پديدار شد و او كمان كشيد و آن را بزد ، اما دردى در رگش آمد ؛ بازويش آماس كرد و خون تا به سينه و گلويش رسيد و از پشت بر زمين افتاد ، و بدينسان در جمادى الاولى سال پانصد و چهل و يك در زنجان درگذشت . « 1 » مظفّر بن سيّدى زنجانى در چكامهاى دربارهء وى چنين مىسرايد : « 2 »
عشرون ألف مهنّد قد اصلتت * فلّت مضاربها نكاية مبضع
« تيغهء بيستهزار تيغ آبدار آخته را ، كند به چيرگى ، نشترى . »
پيش از او نيز سعد الدوله يرنقش « 3 » و امير قزل امير اخر و كسانى ديگر جان سپرده بودند .
بدينسان آن سپاهيان پراكنده شدند و هركس بهجاى خويش بازشد .
هامش
( * ) در متن مصحّح دكتر نور الدين سىهزار آمده كه نادرست است ؛ در نسخهء خطى سى آمده است مترجم فارسى .
( 1 ) . مخيتارغوش ( 14 ) مىنويسد كه جاولى رودرروى سلطان مسعود ايستاد و در سال 595 ارمنى ( 1147 - 1146 م ) در نزديكى زنجان كشته شد . نك . به : ابن اثير 11 / 45 - 44 و بندارى 204 - 203 و راوندى 341 و سبط ابن جوزى 8 / 1 ، 189 .
( 2 ) . در سبط ابن جوزى ( 8 / 1 ، 189 ) اين ابيات از حسان بن تميم نصر بن ندى ( درگذشته به سال 560 ه ) است .
( 3 ) . مظفر الدين سعد الدوله يرنقش بازدار ، خدايگان قزوين بود . خريدة القصر و جريدة العصر اصفهانى ، بخش عراق ، پارهء يكم ، ص 214 .