تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
خبر يافت كه شهر جنزه و توابع آن را زلزله‌هاى بسيار در زمين فروبرده است . « 1 » به سال [ پانصد و ] سى و چهار ، جاولى جاندار با سپاه خود از سرزمين ارّانيه و اذربيجان بيامد تا به خدمت سلطان مسعود رسد . پيش از آن امير عبّاس ، خدايگان رى ، به خدمت سلطان درآمده بود ، و او از غلامان جوهر مقرّب خادم « 2 » بود كه پيشتر نامش در شمار خاصّان سلطان اعظم سنجر آمد . چنان كه گفتيم ، چو سلطان سنجر رى را از آن خود كرد ، جوهر را در آنجا برگماشت و او نيز مملوكش عباس را اين ولايت داد . چو جوهر به‌دست باطنيان به قتل آمد ، عباس آن شهر را مالك شد و به سپاه مولايش ، و نيز به مماليكش ، كه چهارهزار تن بودند و با ايشان سپاهى گران بود ، نيرو يافت . سپس به كشتار باطنيان پرداخت و كين مولايش گرفت ، تا آنجا كه از سرهاشان مناره‌اى ساخت و مؤذن بر فراز آن اذان گفت ، و چندان از ايشان بكشت كه جز خداى تعالى كس آن را شماره نتواند . جاولى جاندار به خدمت سلطان مسعود رسيد و خدمت او كرد و نزد وى منزلتى بلند يافت . پيش از اين ، سلطان حجابت را از حاجب تتار گرفته و آن را به امير فخر الدين عبد الرحمان بن طغايرك سپرده بود . امير خاصبك بن بلنكرى هم از خاصان سلطان بود و اينان به همراه
هامش
( 1 ) . در ابن اثير ( 11 / 30 - 29 ) اينسان است : « و در اين سال گنجه و ديگر توابع آذربايجان و ارّان لرزيد و در گنجه از همه‌جا سخت‌تر بود و عمدهء شهر ويران شد و جهانى بىحد از ويرانى پديد گشت . گفته‌اند كه هلاك‌شدگان دويست و سىهزار تن ، و دو پسر قراسنقر ، خدايگان آن سرزمين ، از جملهء ايشان بودند » . اين زمين‌لرزه در 30 / 9 / 1139 م پديد شد . ابن عبرى ( 2 / 375 ) مىگويد كه « در ماه دوم سال 533 ه در شهر گنجه زمين‌لرزه‌اى سخت رخ داد و 230 هزار انسان به قتل آمدند . شهر يكسره زير زمين رفت و آب‌هاى سياهرنگى از آن بيرون آمد . جان‌به‌دربردگان هم در گورستان با گريه بر نزديكان جان‌سپردهء خود به سر بردند » . سپاه گرجيان به فرماندهى ديميتر شاه ( 1156 - 1125 م ) با بهره‌گيرى از رخداد زمين‌لرزه بر شهر تاختند . به گفتهء مخيتارغوش ( 12 ) سپاه گرجيان سنگدلانه و وحشيانه بر شهر تاختند و بر جان‌به‌دربردگان يورش آوردند و تيغ در ميانشان زدند يا اينكه ايشان را به بندگى درآوردند و بىتوجه به رخداد بزرگى كه شهر را به ناگاه به دوزخ بدل ساخته و تودهء زر ، و كوه‌هايى از پيكرهاى آدميان به يك توده برآورده بود ، به كندن و درآوردن گنجينه‌هاى زرين و سيمين و بردن آن‌ها با خود پرداختند ، و اينسان با يورش‌هاى خود مردمان را سخت‌تر از خود زمين‌لرزه عذاب دادند . مخيتارغوش ( 12 ) مىگويد كه قراسنقر چون از اين زمين‌لرزه آگه شد ، به ارانيه بازگشت و به بازسازى و باروسازى آن سرزمين پرداخت . باروهاى ويران گنجه از نو برآورد و آن حوالى آرام ساخت . نك . به : بندارى 190 . اتابك قراسنقر ، خدايگان آذربايجان و ارانيه ، به سال 535 ه در اردبيل از سل مرد . ابن اثير 11 / 30 و بندارى 190 ؛ اما مخيتارغوش ( 13 ) سال 589 ارمنى ( 1141 - 1140 م ) را سال مرگ او مىآورد . ( 2 ) . مقرب جوهر خادم حبشى از فرماندهان برجستهء سلطان سنجر بود . باطنيان در جامهء زنان نهان شده او را به سال 534 ه كشتند . ابن اثير 11 / 29 و ابن جوزى 10 / 87 و سبط ابن جوزى 8 / 1 ، 175 .