تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
بدان : هر كس كه متّصف به صفتى باشد و امرى را طلب كند اعتقاد دارد كه اتّصاف او به آن صفت ، طلب كردن او آن امر مطلوب را مرضىّ خدا و پسنديده است جز اندكى از اشخاص كه چنين اعتقادى نداشته باشند . مانند علماى عامّه كه مىخواهند با قياس و رأى و گمان و استحسان كه از اختراعات آنهاست دين را اصلاح و حفظ نمايند ، و اين معنا جز از بين بردن دين و منع بندگان از رسيدن به ائمّه عليهم السّلام و علما چيزى نيست . عامّه گمان مىكنند در هدايت هستند و دين و بندگان را اصلاح مىكنند و گمان مىكنند مصيب داراى دو اجر و پاداش است و آن كه خطا كند داراى يك اجر است ، بلكه مصوّبه گفته‌اند : اصلا در رأيهايشان خطا نمىكنند و حكم خدا تابع آراى آنانست و اين مطلب بر همين منوال بوده تا به امروز .
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ
شيطان بر آنان مستولى شد و غلبه نمود به نحوى كه متمكّن گشت .
فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ
خداوند موجب فراموش كردن آنها ذكر فطرى يا اختيارى خدا گشت .
أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ
آگاه باشيد كه حزب شيطان زيان‌كارانند ، چون به ضاعت و كالاى خود را كه همان فطرت انسانى و مدّت عمرهاى آنان است تلف كردند و به جاى آن عذاب ابدى را گرفتند ، آن عذاب ابدى عوض نعمت ابدى شد كه براى فطرت آنها مقرّر گشته بود و عوض عمرهاى آنان شد .