بنا بر معناى اوّل جائز است لفظ « نجوى » به لفظ « ثلاثة » اضافه شود و جائز است لفظ « ثلاثة » بدل از آن باشد و معناى « نجوى » در حالت مصدرى به معناى راز گفتن بين دو نفر با بيشتر است ، ولى اطلاق مىشود بر حديث نفس ، خطورات قلبى و خوابهاى صادق و خوابهاى آشفته و دروغ ، چه خوابها يا ناشى از راز گفتن و نجواى شيطان است ، يا ناشى از نجواى ملائكه با انسان است و لفظ « نجوى » گاهى بر مطلق گفتگو و محاوره اطلاق مىشود .
إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ
جز آنكه خدا چهارم آنها و نه پنج كس جز آنكه او ششم آنها .
در اينجا دور از گوينده و نجوىكننده را اختيار كرد ، چون دو نفر كه رازگويى و نجوى مىكنند در يك حالتى به سر مىبرند كه غير آنها بر نجواى آنان اطّلاع پيدا نمىكند .
بنابراين اطّلاع بر حال آنان رساتر و بهتر دلالت مىكند بر اطّلاع خدا بر امور پنهان .
و اختيار عدد سه و پنج از مراتب اعداد بدان جهت است كه عدد وتر شريفترين مراتب عدد است ، نمىبينى كه خداى تعالى مىفرمايد :
« سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ »
و از سوى ديگر خداوند واحد و وتر است ، وتر را دوست مىدارد ، كمترين مراتب عدد وتر سه است و عدد پنج را نيز به آن اضافه كرد تا دانسته شود كه خصوص مرتبهى سه مقصود نيست .
بعضى گفتهاند : كسانى كه آيه دربارهى آنان نازل شده سه و پنج