زائل شدنى نيست و دال دلالت بر دوام ملك او دارد .
و اينكه خداى تعالى دايم و محفوظ از كون زوال است ، بلكه خداى تعالى آفرينندهى كائنات است و هر موجودى با تكوين او وجود پيدا كرده است .
پس امام عليه السّلام فرمود : اگر براى علم خودم كه خداى تعالى به من داده است حملكنندگانى پيدا مىكردم توحيد و اسلام و ايمان و دين و شرايع را از لفظ « صمد » نشر مىدادم .
چه كنم كه جدّ من امير المؤمنين عليه السّلام نيز حملكنندگانى براى علم خويش نيافت و نفس عميقى با اندوه و آه مىكشيد و در منبر مىگفت :
قبل از آنكه مرا ميان خودتان نيابيد از من بپرسيد ، كه در قلب من علم فراوانى است ، آگاه باشيد كه من كسى را نمىيابم آن را حمل كند ، آگاه باشيد كه من بر شما از جانب خدا حجّت رسا هستم
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ
« 1 » » از امام صادق عليه السّلام آمده است كه شخصى از توحيد سؤال كرد ، امام عليه السّلام فرمود : خداى تعالى مىدانست كه در آخر الزّمان اقوام ملّتها مىآيند كه در فهم عميقش هستند .
و لذا سورهى
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
را نازل نمود و همچنين آياتى از سورهى حديد تا قول خدا
« عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ »
و كسى قصدى جز آن را داشته باشد هلاك مىشود .
هامش
( 1 ) سوره ممتحنه ، آيه 13 يعنى : اى اهل ايمان هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده يار و دوستدار خود نگيريد كه آنان از آخرت به كلّى نوميد شدند چنان كه كافران از اهل گورستان نوميدند .