معنوى براى او مباح مىگردد و مأمور به تصرّف در آنها مىشود و منطوق قول خداى تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ »
دلالت بر اين معنا دارد و خداى تعالى از هيچ يك از نعمتها سؤال نمىكند و اگر هم سؤال كند همانند سؤال از مهمان مىشود امّا و اينكه او چگونه خورده ؟ و چه مقدار خورده ؟
و چرا به مقدارى كه خورده براى من كار نكرده است ؟
اينگونه سؤالها از بشر قبيح است تا چه رسد به خالق بشر و كسى كه از ولايت منقطع شده جميع نعمتهاى صورىاش در دست او غصبى است .
و حاكم و مالك حق دارند از تصرّفات غاصب در چيز غصب شده سؤال كنند و چنين سؤالى قبيح نيست و چون خطاب در اين آيه براى كسانى است كه محجوب و منقطع از ولايت هستند لذا مقصود از نعيم ولايت و سپس جميع سازگارها و ملايمات حيوانى و انسانى است و سؤال از اداى شكر آنها و صرف آنها در مصرف واقعى است .
و ممكن است معناى آيه اين باشد : آنگاه كه حجاب خيال و وهم از چشمان شما برداشته شد و به دار علم رسيديد و جهنّم و دردهاى آن و بهشت و لذّات آن را مشاهده كرديد و معاينه نموديد كه نعمتهاى صورى سبب دخول جهنّم شده و يقين كرديد كه نعمتهاى صورى در حقيقت نقبت و نكبت بوده و نعمت همان ولايت و لوازم آن بوده كه عبارت از بهشت و نعمتهاى آن است .
آنگاه است كه مورد سؤال قرار مىگيرد ، آيا آن لذّتهاى حيوانى