و نفى دانستن محمّد صلّى اللّه عليه و آله ( ما أدراك يعنى تو چه مىدانى ) يا دانستن هر كسى كه در او شأن دانستن است بزرگ دانستن و با وحشت نشان دادن قارعه است و مقصود از قارعه يا قيامت است كه آن هر كسى را كه در دنيا انانيّت داشته باشد با آنچه كه در آن موجود است از واهمهها و منزلهاى هولناك همه را مىكوبد يا مقصود مصيبتى است كه در قيامت واقع مىشود .
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ
مردم در آن روز مانند ملخ پراكنده شوند ، به علّت اينكه ملخ خود را به چراغ مىزند و حركت و پردازش داراى نظم و نظام نيست .
مردم را در قيامت تشبيه به ملخ كرد ، چون تحيّر و سرگردانى آنان زياد و حركاتشان نامنظم است ، چنان كه ( در آيه 7 سوره فتح ) مىفرمايد :
« كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ »
و لفظ « يوم » منصوب بسبب « قارعة » است ، يا منصوب به « أغنى » يا به « يكون » كه هر دو محذوف مىباشند .
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
لفظ « عهن » به معناى پشم ، يا پشم رنگ شده است و « منفوش » يعنى منتشر و پراكنده ، يعنى كوهها مانند پشم رنگشدهى زده شده است .
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ
هر كه كردارش را وزنى است او را خشنودى است ، چه راضى يعنى صاحب رضا ، يا وصف به جاى متعلّق است ، يعنى ، زندگى كه صاحبش به آن راضى است .
وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ
لفظ « أمّ » در اينجا به معناى مسكن يا خادم است ، يا معناى آن اين است كه سبك و زنان با