كَلَّا
منع و ردع انسان است از كارى كه كرده .
لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ
« سفعه » يعنى به او سيلى زد و او را زد ، « سفع الشيء » يعنى علامت گذاشت و « سفع السّموم وجهه » يعنى سموم اندكى صورت او را سوزانيد .
و « سفع بناصية » يعنى پيشانى او را گرفت و كشيد و ممكن است كه سفع در اينجا به هر يك از اين معانى باشد ، يعنى ، پيشانى او را مىگيريم و به سوى آتش مىكشيم ، يا صورت او را سياه مىكنيم و اختصاص پيشانى بدان جهت است كه پيشانى شريفترين جزء صورت است و ظهور صورت اوّل به وسيلهى پيشانى است ، يا او را علامتگذارى مىكنيم ، يا او را ذليل مىكنيم ، يا او را مىزنيم .
در سورهى هود در آيهى
« ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها »
تحقيق اخذ به پيشانى هر جنبنده گذشت .
ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ
آن پيشانى دروغ زن و خطا پيشه ، كه نسبت دروغ و خطا به پيشانى مجاز است .
فَلْيَدْعُ نادِيَهُ
آنگاه از هر كس كه او را بخواهد و بخواند ، يارى جويد و بعضى گفتهاند : ابو جهل گفت : مرا تهديد مىكنى در حالى كه من از حيث يار و انصار بيشترم كه اين آيه نازل شد .
سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ
لفظ « زبانيه » جمع « زبنيه » مانند « شرذمة » به معناى سركشهاى جنّ و انس و شديد آن دو است و به معناى شرط و سرباز نيز آمده است .
يا « زبانية » جمع « زبنى » با كسرهى زاء و نون و تشديد يا به معناى پليس و سرباز است ، يعنى ، سربازان را فرا مىخوانيم تا او را بگيرند ، پس يار و انصارش را براى دفع عذاب و دفاع در مقابل ما