تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
به انسان خطّ را با قلم آموخت ، يا جميع ما سواى اقلام عالى را ، يعنى جميع آنچه را كه احتياج به آن دارند به صورت تعليم وجودى ياد داد ، يا تعليم شعورى را به توسّط اقلام عاليه انجام داد يا در انسان احساس قلم طبيعى را ايجاد كرد تا آنجا كه به توسّط او انواع خطوط حاصل گشت ، يا در انسان احساس به اقلام عاليه را برانگيخت و انسان احساس كرد كه اقلام عاليه علّت‌هاى نخستين‌اند و همين باعث شد كه طلب تشبّه به آنان و رسيدن به آنان در وجود خود باشد .
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
اين جمله بدل يا تأكيد يا مستأنف و جواب سؤال مقدّر است و مقصود از تعليم به قلم تعليم وجودى است و مقصود از تعليم ما لم يعلم ، يعنى تعليم آنچه را كه نمىداند تعليم شعورى است ، يعنى ، با تعليم شعورى آموخت آنچه را كه انسان با تعليم وجودى نمىدانست و نمىآموخت و ممكن است هر دو معناى عامّ داشته باشد .
كَلَّا
ردع و منع است و جواب سؤال مقدّر است ، گويى كه گفته شده : اگر پروردگار اكرم كه به انسان آنچه را كه نمىدانست ، آموخت پس چرا به جميع انسانها از اوّل عمرشان جميع آنچه را كه نمىدانستند نياموخت تا از اوّل از جهت علم مستغنى و بىنياز باشند ، فرمود از اين درخواست و از اين آرزو خود را نگهدار كه :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى
انسان سركشى مىورزد چون خود را بىنياز ببيند . البتّه بازگشت تو به سوى پروردگار توست . اين گفتار خطاب به محمّد يا به انسان است و جواب سؤال مقدّر است ، گويى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته باشد : پس انسان بعد از طغيان و