همهى آنانست .
ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ
لفظ « سافلين » را نكره آورد تا اشاره به اين باشد كه كفّار آن قدر حالشان بد و فجيع است و آنقدر پايين و پست بودنشان ناشناخته است كه تعريف و شناساندن آنان ممكن نيست ، چه اينان پايينتر و پستتر از اطفال و ديوانهها هستند ، يا آنان را از اهل پستترين دركات جهنّم قرار داديم و انسان در اخبار به منافقين امّت تفسير شده كه در اين صورت استثناى منقطع است .
و اگر مقصود مطلق انسان باشد كه آن موافقتر و مناسبتر است ، استثنا متّصل مىشود و معناى آن چنين مىشود كه اين جنس را يعنى جنس انسان را در ضمن جميع افراد در بهترين تقويم و اعتدال بر حسب صورت و باطن آفريديم ، سپس او را بر حسب صورت و باطن به اسفل سافلين ردّ كرديم ، چه او را نازل كرديم تا پايينترين دركات جهنّم جاى داديم .
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا
مگر كسانى كه با بيعت عامّ يا خاص ايمان آورده باشند .
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
مكرّر بيان اين عبارت گذشت ( كه عمل صالح كردار شايسته حاصل از نيّت ولويّه است ) ، يعنى ، ما آنان را به اسفل سافلين ردّ نمىكنيم .
فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ
به سبب آنكه آنان داراى اجرا دنبالهدار و غير مقطوع يا اجر بدون منّت هستند ، زيرا مؤمنين همانطور كه از اوّل كودكى بر حسب صورت در نموّ هستند بر حسب باطن نيز تا آخر