رافضىها روايت شده كه لفظ « فانصب » با كسرهى صاد خوانده شده ، يعنى ، على عليه السّلام را بر خلافت نصب كن .
اگر اين استدلال براى رافض صحيح باشد پس ناصبى نيز مىتواند چنين قرائت كند لفظ « فانصب » را به معناى امر به نصب قرار دهد كه همان بغض على عليه السّلام بشود « 1 » .
من مىگويم : نه در قرائت مشهور و نه در قرائت شاذّ اصلا « انصب » با كسرهى صاد خوانده نشده و در آن در روايت كه ما ذكر كرديم دلالتى بر قرائت مذكور وجود ندارد .
و قول خداى تعالى : « و الى ربّك فارغب » دلالت مىكند بر آنكه خداى تعالى امر به نصب خليفه كرده است ، چون ظاهر آن دلالت بر مرگ خودش مىكند و مناسب با مرگ خود تعيين وصىّ و جانشين و نصب خليفه براى مردم است تا نظم و نظام مردم متلاشى نشود .
قال علىّ عليه السّلام :
اوضع العلم ما وقف على اللّسان و ارفعه ما ظهر فى الجوارح و الاركان پستترين دانش آنست كه تنها بر سر زبانست و والاترين دانش آنچه كه در اندام دانشمند عيانست
علمى كه سر زبان بود پست بود * آن علم بود كه ، بر سر دست بود
منهاج البراعة علامهى خويى قدّس سرّه ج 21 ص 127
هامش
( 1 ) نور الثقلين ج 5 ص 605 .