تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
يا سنگينى اصلاح مسلمين و نگهداشتنشان بر دين است .
الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ
تو خمود بودى و در شعب عمويت مدّتى طولانى پنهان بودى تا خداى تعالى نام تو را بلند آوازه نمود تا آنجا كه نام او در طول حياتش بين عرب و عجم شنيده شد . و پس از وفاتش جميع بلاد و كشورها شنيدند و خداوند ذكر او را آن‌چنان بالا برد كه در اذان اعلام و اذان نماز و اقامه‌ى آن به ذكر خودش مقرون ساخت و كارى كرد كه خطّاب و وعّاظ در خطبه‌ها ، موعظه‌ها و منبرهايشان را ذكر كنند و نام او را آن‌چنان بالا برد كه هر كس بشنود بايد صلوات فرستد و نام او را از نام خودش مشتقّ نمود .
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ
لفظ « فاء » براى سببيّت است و معناى آن اين است كه امورت را بر تو آسان گردانيديم بعد از آنكه بر تو سخت بود و اين آيه بدان جهت بود كه ما چنين قرار داديم كه پس از هر سختى دو آسانى باشد ، پس اين جمله تعليل جمله‌ى قبل و وعده به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه يك آسانى ديگر در راه است . و مقصود از عسر ، فقر يا رنج و ناراحتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از ايمان نياوردن قومش و از آزار رساندن مشركين به او و مؤمنين مىباشد . يا مقصود تنگ شدن سينه‌ى او از معاشرت با خلق و دعوتشان و از راست نمودن كجى و انحراف آنانست .
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
فا براى سببيّت است و معناى آن اينكه كارهايت را كه صعوبت و دشوارى به همراه داشت آسان كرديم به موجب اينكه براى هر دشوارى دو تا آسانى قرار داديم پس در واقع اين جمله در مقام تعليل است بر سابق است كه به آسانى ديگرى وعده
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 573 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى