و اگر خطاب به جانشينان پيامبر باشد باز امر بازگو كردن همه آن موارد مىشود ، اين فرق كه در نبوّت و رسالت و قرآن به نحو خلافت و جانشينى است ، نه به نحو اصالت و استقلال .
و اگر خطاب به مؤمنين باشد منظور از حديث كردن ، حديث كردن ولايت است كه آن را ، به بيعت خاصّ قبول كردهاند و حديث كردن رسالت است كه آن را با بيعت عامّ قبول كردهاند و نيز امر به حديث كردن احكام رسالت و ولادت بازگو كردن نعمتهاى صورى است .
و اگر خطاب به مسلمين است امر به حديث كردن رسالت است كه با بيعت عام قبول كردهاند و امر به بازگو كردن احكام رسالت و ساير نعمتهاست .
از امام صادق عليه السّلام آمده است كه فرمود « 1 » : وقتى خداوند بر بندهاش نعمتى را داد و آن نعمت بر آن بنده ظاهر شد ، او حبيب خدا و حديثكننده به نعمت خدا ناميده مىشود و اگر خداوند نعمتى را بر بندهاش داد و بر او ظاهر نشد او خشمآورندهى خدا و تكذيبكنندهى نعمتهايش ناميده مىشود .
از امير المؤمنين عليه السّلام در حديثى كه عاصم بن زياد را از پوشيدن لباس موئين و خشن و گوشهگيرى و ترك مردم منع كرده آمده است « 2 » : اگر نعمتهاى خدا را با فعل و عمل نمودار سازى نزد خدا محبوبتر است از آنكه با گفته و مقال ظاهر كنى .
و خداى تعالى فرموده :
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
و اخبار در
هامش
( 1 ، 2 ) معانى الاخبار - نور الثقلين ج 5 ص 599 - 598 .