به سوى تو دراز كرد و لو سوار بر اسب هم باشد ، پرداخت حقّ او بر تو واجب مىشود اگر چه به نصف خرما باشد .
بازگويى و نمايان ساختن نعمت
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
پس نعمت پروردگارت را بازگو .
نعمت چنانچه مكرّر گذشته است جز ولايت چيزى نيست ، يا مقصود چيزى است كه مال اهل ولايت است از آن جهت كه اهل ولايت هستند اعم از آنكه از لوازم زندگى دنيا و عوارض آن باشد ، يا از لوازم حيات آخرت و غايات آن باشد ، خواه به صورت نعمت باشد يا به صورت بلا و حديث كردن نعمت اعم از آن است كه به فعل باشد يا به قول يا به كتابت و نوشتن ، يا به اشاره .
بلكه حديث كردن با فعل و عمل بهتر از حديث كردن با گفتار و زبان است ، پس اگر خداوند بر بندهاش نعمتى از نعمتهاى صورى دنيوى يا اخروى معنوى را داد دوست دارد با زبان يا فعل آن نعمت را ظاهر سازد ، پس اگر نعمت خدا را بدون يك امر برتر الهى كتمان كند كفران كرده است .
و چون خطاب نسبت به رسول صلّى اللّه عليه و آله و پيروانش عموميّت دارد و امر به حديث كردن نيز بر حسب اختلاف اشخاص و احوال مختلف مىشود ، زيرا وقتى خطاب به محمّد صلّى اللّه عليه و آله باشد بايد منظور از امر به حديث كردن حديث نمودن ولايت و نبوّت و رسالت و قرآن و احكام ولايت و احكام نبوّت و رسالت و نزول وحى و ملك بر او و نعمتهاى صورى . . .
همه اينها باشد .