نيكويى نيكوتر از ولايت نيست .
و بعضى گفتهاند : مقصود سير در خداست كه آن نيز آخر مقامات ولايت است و اين اشاره به كمال علمى است .
فَسَنُيَسِّرُهُ
بر حسب عمل آن را آسان مىگردانيم .
لِلْيُسْرى
خصلت آسان كه آن آسانترين چيز بر انسانيّت انسان است ، آن جدّ و كوشش در طلب مرضات خداست .
زيرا پس از آنكه انسان تصديق نمود به ويژه اگر تصديق انسان از راه تحقيق باشد طاعت آسانترين و لذيذترين چيز نزد او مىشود .
پس قول خداى تعالى : « من أعطى » اشاره به عمل تقليدى و « صدّق » اشاره به منتهى شدن عمل به تحقيق است و قول خداى تعالى :
« فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى »
اشاره به عمل تحقيقى است .
يا مقصود از « يسرى » سير الى اللّه است كه آن به مطلق خصلت آسانى است .
زيرا سير الى اللّه محقّق نمىشود مگر بعد از خروج انانيّتهاى نفس و حصول فناى ذاتى ، هر عملى كه با بقاى انانيّت نفس انجام پذيرد نوعى مشقّت و سختى بر نفس دارد و ممكن است مقصود از « يسرى » چپ باشد كه ضدّ راست است .
و آسانى نفس انسانى عبارت از كثرتهاست ، يعنى ، براى او آسان مىكنيم اشتغال به كثرتها را به نحوى كه اشتغال به كثرتها پس از آنكه براى او سخت بود در نهايت آسانى و راحتى مىشود .
وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ
امّا كسى كه بر حسب عمل تقليدى بخل بورزد .