دريغ ورزيد و بىنيازى نمود .
و [ وعدهى ] دروغ انگاشت .
زودا كه راهش را به سوى شر و دشوارى هموار كنيم .
و چون به هلاكت افتد مالش به كار او نيايد .
بىگمان راهنمايى [ بندگان ] بر ماست .
و بىگمان راهنمايى [ جهان ] واپسين و نخستين ما راست .
پس شما را از آتشى كه زبانه زند هشدار دهم .
كه جز شقاوت پيشه وارد آن نشود .
همان كسى كه [ حق را ] انكار كرد و روى برتافت .
و تقوا پيشه از آن دور داشته خواهد شد .
همان كسى كه مالش را مىبخشد كه پاكدلى يابد .
و بر او [ منّت از ] نعمت كسى نيست كه بايد جزايش را بدهد .
[ و نمىكند آنچه مىكند ] مگر در طلب خشنودى پروردگار بلند مرتبهاش .
و زودا كه خشنود شود .
تفسير
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى
قسم به شب آنگاه كه با تاريكىاش نور خورشيد و ديدن را به شانده و بگيرد و با سردى و برودتش مدارك و روح حيوانى و نفسانى را تحت پوشش بگيرد تا در باطن جمع شوند يا مردم را با خواب بپوشاند يا سوگند ياد كرده به شب طبع يا نفس يا بلايا .
مقصود شب قدر است كه اهلش را بپوشاند .
وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى
قسم به روز آنگاه كه عالم را با ظهور و تجلّى خود روشن سازد ، يعنى ، هنگام ظهر ، يا مقصود روز روح يا سرور يا روز عالم مثال است آنگاه كه بر اهلش تجلّى كند .
وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
لفظ « ما » مصدريّه يا موصوله به معناى « من » است ، ادا كردن عبارت با لفظ « ما » براى توافق اعتقاد جميع است و مقصود از مذكّر و مؤنّث جنس آن دو ، آدم و حوّا ، يا على و فاطمه عليها السّلام است و « خلق الذكر و الأنثى » بدن « ما » نيز خوانده شده است .
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى
سعى شما پراكنده و متفرّق است ، بدان كه