تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
رغبتى به فقير طعام نمىدهيد . و لفظ « حضّ » و « حثّ » لازم و متعدّى استعمال مىشوند .
وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا
لفظ « تراث » از ارث است به معناى چيزى است كه به ارث برده مىشود و چون جميع دنيا از چيزهايى است كه از گذشتگان به ارث برده شده ، يا براى آيندگان به ارث مىماند لذا فقط « تراث » بر آن صدق مىكند . بعضى گفته‌اند : ايتام و زنان را در ارث شركت نمىداند و سهم آنان را مىخورند . بعضى گفته‌اند : ميراث را مىخورند و حقوق واجب و مستحبّ آن را از آن خارج نكرده ، نمىپرداختند . و لكن حقّ اين است كه به ارث و ميراث تخصيص ندهيم ، بلكه بگوييم مقصود اين است كه آنان خوردنىها را مىخوردند و جمع‌كردنىها را جمع ، ذخيره‌كردنىها را ذخيره ، نكاح‌كردنىها را نكاح مىكردند . و سوارشدنىها را سوار مىشدند و پوشيدنىها را مىپوشيدند و درك‌كردنىها را درك مىكردند و خيال‌كردنىها را خيال مىكردند . همه‌ى اين‌ها را مرتكب مىشدند ، مىخوردند و جمع مىكردند ، بين صحيح و فاسد ، حلال و حرام و مأمور و منهىّ و نيز بين جهت الهيّت و نفسانيّت جمع مىكردند . لفظ « لمّا » با در اصل « لمّا » با تنوين بوده كه حالت وصل را بر حالت وقف جارى نمودند ، يا اصل آن « لمّا » با الف مقصوره بوده و آن مصدر فعل « لمّ » است به معناى جمع كردن و در اين صورت مفعول مطلق فعل محذوف مىشود ، يا