رغبتى به فقير طعام نمىدهيد .
و لفظ « حضّ » و « حثّ » لازم و متعدّى استعمال مىشوند .
وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا
لفظ « تراث » از ارث است به معناى چيزى است كه به ارث برده مىشود و چون جميع دنيا از چيزهايى است كه از گذشتگان به ارث برده شده ، يا براى آيندگان به ارث مىماند لذا فقط « تراث » بر آن صدق مىكند .
بعضى گفتهاند : ايتام و زنان را در ارث شركت نمىداند و سهم آنان را مىخورند .
بعضى گفتهاند : ميراث را مىخورند و حقوق واجب و مستحبّ آن را از آن خارج نكرده ، نمىپرداختند .
و لكن حقّ اين است كه به ارث و ميراث تخصيص ندهيم ، بلكه بگوييم مقصود اين است كه آنان خوردنىها را مىخوردند و جمعكردنىها را جمع ، ذخيرهكردنىها را ذخيره ، نكاحكردنىها را نكاح مىكردند .
و سوارشدنىها را سوار مىشدند و پوشيدنىها را مىپوشيدند و درككردنىها را درك مىكردند و خيالكردنىها را خيال مىكردند .
همهى اينها را مرتكب مىشدند ، مىخوردند و جمع مىكردند ، بين صحيح و فاسد ، حلال و حرام و مأمور و منهىّ و نيز بين جهت الهيّت و نفسانيّت جمع مىكردند .
لفظ « لمّا » با در اصل « لمّا » با تنوين بوده كه حالت وصل را بر حالت وقف جارى نمودند ، يا اصل آن « لمّا » با الف مقصوره بوده و آن مصدر فعل « لمّ » است به معناى جمع كردن و در اين صورت مفعول مطلق فعل محذوف مىشود ، يا