تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
ذاتِ الْعِمادِ
لفظ « العماد » با كسره به معناى شجاعات لشگر و بناهاى بلند و ستون ، خيمه و خرگاه مىباشد و اهل عماد ، يعنى ، اهل خيمه و چادر و بعضى گفته‌اند : خداوند آنان را از آن جهت ذات العماد ناميد كه آنان اهل چادر و خيمه بودند و براى چراندن حيواناتشان سيّار بودند و بعضى گفته‌اند : به معناى صاحب قدرت و شدّت مىباشد يا اهل قصرهاى بلند بودند ، يا شجاعات قوى در آنجا بودند .

وصف ارم ذات العماد

گفته شده : مردى به نام عبد اللّه بن قلابه در دنبال شترش كه گم شده بود از شهر خارج شد كه ناگهان خود را در صحراهاى عدن ديد و متوجّه شهرى در آنجا شد كه داراى ديوارى همانند قلعه بود . وقتى به قلعه نزديك شد گمان كرد كسى در آنجا هست كه از شترش سؤال كند ، از چهارپا كه سوار شده بود پايين آمد و آن را بست و شمشيرش را آويزان كرد و داخل قلعه شد كه ناگهان دو در بزرگ توجّه او را به خود جلب كرد كه بزرگتر از آن دو نديده بود و با ياقوت سفيد و سرخ زينت داده شده بود . پس تعجّب كرد و وحشت نمود و يكى از درها را باز كرد كه ناگهان خود را در داخل شهرى ديد كه تا آن وقت مانند آن را نديده بود . در آنجا قصرهايى را ديد كه بالاى آنها اطاقهايى بود و بالاى آن اطاقها اطاقهاى ديگرى كه با طلا و نقره و لؤلؤ و ياقوت بنا شده بود و درهاى آن اطاقها همانند در خود شهر با لؤلؤ ، مشك و زعفران تزيين شده بود . وقتى عبد اللّه كسى را آنجا نديد وحشت او را فرا گرفت و نگاه